اکولالیا | آرشیو شعر جهان

مشاهده دسته‌بندی شاعران
غاده السمان

تو را راندم

تو را راندم،
و ساک‌هایت را در پیاده‌رو افکندم
اما بارانی‌ات که در خانه‌ام مانده بود
هذیان‌گویبی سر داد،
و با اعتراض آستین‌هایش را برای در آغوش گرفتنم
به حرکت در آورد.

وآن گاه که بارانی را از پنجره پرتاب کردم،
همچنان که فرو می‌افتاد،
دست‌های خالی‌اش را در باد برآورد،
چونان کسی که به نشانه‌ی بدرود،
دستی برآورد
یا آن که فریاد زند: کمک!

اکولالیا | #غاده_السمان

دسته بندی ها غاده السمان

نه کلمات و نه سکوت » « چه می شد اگر خدا / نزار قبانی

1 نظرات

  1. صفحه خوبی داری درود

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نمی شود

*

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑