اکولالیا | آرشیو شعر جهان

تاریخ: بهمن ۱۹, ۱۳۹۶

پابلو نرودا

گاه و بی‌گاه فرو می‌شوی

گاه و بی‌گاه فرو می‌شوی
در چاهِ خاموشی‌ات
در ژرفای خشم پرغرورت
و چون بازمی‌گردی
نمی‌توانی حتا اندکی
از آن‌چه در آن‌جا یافته‌ای
با خود بیاوری

عشق من ، در چاهِ بسته‌ات
چه می‌یابی ؟
خزه‌ی دریایی ، مانداب ، صخره ؟
با چشمانی بسته چه می بینی ؟
زخم‌ها و تلخی‌ها را ؟
زیبای من ، در چاهی که هستی
آن‌چه را که در بلندی‌ها برایت کنار گذاشته‌ام
نخواهی دید
دسته‌ای یاس شبنم‌زده را
بوسه‌ای ژرف‌تر از چاهت را
ادامه مطلب

نزار قبانی

تو زنی دشواری زنی نانوشتنی

چیزی که در دوست داشتنت
بیش تر عذابم می دهد
این است که گر چه می خواهم
اما طاقت بیش تر دوست داشتنت را ندارم
و آن چه در حواس پنج گانه ام
به ستوهم می آورد
این است که آن ها پنج تا هستند ، نه بیش تر

زنی استثنائی چون تو را
احساساتی استثنائی باید
که بدو تقدیم کرد
و اشتیاقی استثنائی
و اشک هایی استثنائی
زنی چون تو استثنائی را کتاب هایی باید
که ویژه او نوشته شده باشند
و اندوهی ویژه
و مرگی که تنها مخصوص و به خاطر او باشد
تو زنی هستی متکثر
در حالی که زبان یکی است
چه می توانم کرد
تا با زبانم آشتی کنم
ادامه مطلب

پابلو نرودا

تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندم

تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندم
و جای یک اصل را خالی یافتم
و اصل دیگری را به آن افزودم
عزیز من
اصل سی و یکم :

هرانسانی حق دارد هر کسی را که میخواهد دوست داشته باشد.

اکولالیا | #پابلو_نرودا

نزار قبانی

برای‌ گریختن‌ به‌ سوی‌ تو می‌نوشم‌

خنجر گداخته‌ی‌ ودکا بر زبان من‌
تو در هر قطره‌ حضور داری‌
امشب‌ را بی‌خیال‌ نوشیدم‌
مانند روس‌ها
که‌ آتش‌ می‌نوشند
بی‌که‌ بسوزند
من‌ اما باختم‌
چون‌ با دو آتش‌ طرف‌ بودم‌
ودکا
و
تو

ناتاشا گارسون‌ بود
من‌ تو را ناتاشا صدا می‌زنم‌
می‌خواهم‌ با من‌
چون‌ کبوتری‌ بر یخ‌های‌ میدان‌ سرخ‌
پرواز کنی‌
ادامه مطلب

گفتم مرا ببوس

گفتم مرا ببوس !
صورتت غمگین شد
جهان تغییر کرد
پدرت، برادرانت بین ما
مرز کشیدند
جنگ ها آغاز شد
باید می گفتم
بیا ببوسمت
تو می خندیدی
دنیا زیبا می شد .

اکولالیا | #رامین_زارعی

عمریست که زندگی به زمان بافته می‌شود

عمریست که زندگی به زمان بافته می‌شود
خدایا کی این بدن شکافته می‌شود؟
همه بر دار قالی گره گره نقش بستیم
از کی جدا بافته الیاف تافته می‌شود؟
هر گلی که دراین قالیچه نقش بست
ذره ذره به آن پرداخته می‌شود
رنگ و تار و گره ضربه‌های مدام
آری،اینگونه است که دنیا ساخته می‌شود
اصل آن هنریست که نقش قالی بست
ورنه دنیا به زیر پا انداخته می‌شود

اکولالیا | #ساینا_آرامی

پابلو نرودا

زمانی که از دستش بدی

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
اون دیگر صدایت را نخواهد شنید

اکولالیا | #پابلو_نرودا

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑