اکولالیا | آرشیو شعر جهان

تاریخ: بهمن ۳۰, ۱۳۹۶

بلاگا دیمیتروا

پاره ای از من

پاره ای از من
همواره در حسرت گرما
و محروم از آن
پاره ای از من
همساز با سپیده ی بردمیده
و همواره اسیر سایه های رویا
پاره ای از من
سرشار از پر پرواز
و گم کرده سهم خود از آبی آسمان
پاره ای از من
ادامه شعر

بلاگا دیمیتروا

فن شعر

هر شعرت را چنان بنویس
که انگار آخری ست
در این قرن، قرن اشباع از استرِنسیوم،
لبریز از تروریسم،
که با سرعت فراصوت درگذر است،
مرگ، به ناگهان موحشی سر می رسد.
هر کلامت را
چنان چون نامه ی واپسین پیش از اعدامی
بنویس
چنان چون التماسی حک شده بر دیوار زندان
نه حق دروغ گفتن داری
نه حق نشستن به بازیچه ها
فرصت اصلاح اشتباهت نیست
ادامه شعر

تادئوش روژه‌ویچ

کیست شاعر؟

شاعر همو که شعر می نویسد
همو که شعر نمی نویسد
شاعر همو که زنجیر می درد
همو که به خود زنجیر می زند
شاعر همو که ایمان می آورد
همو که ایمان نیاورد
شاعر همو که دروغ گفته
همو که دروغش گفتند
ادامه شعر

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑