اکولالیا | آرشیو شعر جهان

نتلایج جستجو برای "احمد میرعلایی"

اکتاویو پاز

چهره‌ی تو را می‌جویم

هذیانم را دنبال می‌کنم، اتاق‌ها، خیابان‌ها
کورمال‌کورمال به‌درون راه‌روهای زمان می‌روم
از پلّه‌ها بالا می‌روم و پایین می‌آیم
بی‌آن‌که تکان بخورم با دست دیوارها را می‌جویم
به نقطه‌ی آغاز بازمی‌گردم
چهره‌ی تو را می‌جویم
به میان کوچه‌های هستی‌ام می‌روم
در زیر آفتابی بی‌زمان
و در کنار من
تو چون درختی راه می‌روی
تو چون رودی راه می‌روی
تو چون سنبله‌ی گندم در دست‌های من رشد می‌کنی
تو چون سنجابی در دست‌های من می‌لرزی
تو چون هزاران پرنده می‌پری
ادامه شعر

اکتاویو پاز

من چون رودی تمامی طول تو را می‌پیمایم

من چون رودی تمامی طول تو را می‌پیمایم،
از میان بدنت می‌گذرم بدان‌سان که از میان جنگلی،
مانند کوره راهی که در کوهساران سرگردان است
و ناگهان به لبه‌ی هیچ ختم می‌شود،
من بر لبه‌ی تیغ اندیشه‌ات راه می‌روم
و در شگفتیِ پیشانیِ سپیدت سایه‌ام فرو می‌افتد و تکه تکه می‌شود،
تکه پاره‌هایم را یک به یک گرد می‌آورم
و بی تن به راه خویش می‌روم ، جویان و کورمال
ادامه شعر

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

چند ثانیه این دو سطر را بخوانید

جهت کپی کردن و ارسال اشعار به دوستانتان، در انتهای هر شعر ابزار اشتراک گذاری را قرار داده‌ایم که می‌توانید شعر مورد نظر را از طریق تلگرام، واتس‌اپ،پیامک، اینستاگرام و … ارسال کنید.

اکولالیا در شبکه‌های اجتماعی
حمایت از ما