اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی حسین پناهی (صفحه 2 از 2)

حسین پناهی

شعر بهانه / حسین پناهی

بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکينم
چرا صدايم کردی
چرا ؟
سراسيمه و مشتاق
سی سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدی
نشان به آن نشان
که دو هزار سال از ميلاد مسيح می گذشت
و عصر
ادامه شعر

حسین پناهی

غریب / حسین پناهی

مادربزرگ
گم کرده ام در هياهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
در اوين حمله ناگهانی تاتار عشق
خمره دلم
بر ايوان سنگ و سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند
پايم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم

اکولالیا | حسین پناهی

حسین پناهی

بیکرانه / حسین پناهی

در انتهای هر سفر
در آينه
دار و ندار خويش را مرور می کنم
اين خک تيره اين زيمن
پايوش پای خسته ام
اين سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
ادامه شعر

حسین پناهی

آن روزها / حسین پناهی

آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت
و دوستش داشتم
سر تا پایِ زندگیم را آبی کرده بودم
آبی آبی
آبی به رنگ دریا
و نا گهان یک روز او را دست در دست کسی دیدم که
سر تا پایش زرد بود
زرد ، مثل نور
من شنا نمی دانستم
دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم
و غرق شدم
در دریایِ آبی بیکران رویاها
و کابوسها

اکولالیا | حسین پناهی

Newerposts

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑