به این خوشم که شما گرفتار من نیستید
به این خوشم که من گرفتار شما نیستم

و به این خوشم که شما در حضور من
به‌راحتی دیگری را در آغوش می کشید
و از این که شما را نمی‌بوسم
آتش سوزان جهنم برایم آرزو نمی‌کنید

خوشم که نام لطیف مرا ، ای نازنین من
شبانه‌روز به بیهودگی یاد نمی‌کنید
خوشم که در سکوت سرد کلیسا ، ای آوازه‌خوانان
برای ما سرود ستایش سر نمی‌دهید

سپاس قلبی من از آن شما باد
شما که خود نمی‌دانید
چه عاشقانه مرا دوست می دارید
و سپاس برای آرامش شب ‌هایم
برای کمیابی ملاقات‌های تنگ غروب
برای فقدان گردش ‌هامان زیر نور ماه
برای بی‌حضوری خورشید بالای سرمان

برای این ‌که ، افسوس ! شما گرفتار من نیستید
برای این‌ که ، افسوس ! من گرفتار شما نیستم

اکولالیا | #مارینا_تسوتایوا