اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب آب

رسول یونان

در محله های فقیرنشین

نان
آب
پنجره های رو به آفتاب
و گاهی
جشن عروسی
خدا
چه تعریف ساده ای دارد
در محله های فقیرنشین

اکولالیا | #رسول_یونان

فدریکو گارسیا لورکا

دریا خندید در دور دست

دریا خندید در دور دست
دندانهایش کف و لبهایش آسمان
– تو چه می فروشی دختر غمگین سینه عریان؟
– من آب دریاها را می فروشم آقا!
– پسر سیاه قاطی خونت چه داری؟
– آب دریاها را دارم آقا!
– این اشکهای شور از کجا می آید مادر؟
– آب دریاها را من گریه می کنم آقا!
دل من و این تلخی بی نهایت
سرچشمه اش کجاست؟
آب دریاها سخت تلخ است آقا!
دریا خندید در دور دست
دندانهایش کف و لبهایش آسمان

اکولالیا | #فدریکو_گارسیا_لورکا
ترجمه: #احمد_شاملو

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑