اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب آرزو نوری (صفحه 1 از 2)

عروس

چیزی نگو پدر
کسی نپرسیده
سرچشمه زولا کجاست
یا آنسوی گردنه
چه برفی مانده؟
سیگارهای بهمن‌ات را بکش
و بی‌حرف پیش
نگاهم کن
ادامه مطلب

کشتار پست مدرن

جنگ به جنگ
پیش می رفتیم
کشتار پست مدرن
مرگ آنی را پس می زد
و ترس از سلاخی
سوراخ خمپاره را
ناچیز می کرد

اکولالیا | #آرزو_نوری

پیشامد

گاهی وقتها پیش می آید
من و تو
پیش آمده ایم

اکولالیا | #آرزو_نورری

خروپف

درخت پیر
خروپف می کرد
گنجشک کوچک
کلافه شد

اکولالیا | #آرزو_نوری

سوت / آروز نوری

جنگل
از شدت درخت
گم شده بود
و ماه
از آن بالا
نگاه می کرد

یاد تو افتادم
موهای سیاهی
که روی صورتت ریخته بود
لحظه ای که چهارپایه را کشیدند
و گریه های مادرت
به جایی نرسید

جنگل
از شدت درخت
گم شده بود
و ابرها
آسمان را گرفته بودند
ادامه مطلب

مذاکره

درخت­ها انقلاب کردند
مردی برای مذاکره آمد
که تبر داشت

اکولالیا | #آرزو_نوری

درخت انجیر

وسط کوچه
زیر درخت انجیر ایستاده‌ام
با عاشقانه هایی
که به هیچ کجا قد نمی‌دهد
نفرین می‌کنم خودم را
که زیبایی‌ات را
با مهربانی
اشتباه گرفتم
سرزنش می‌کنم قلب‌ام را
که می‌ پنداشت
راهی به تو دارد

اکولالیا | #آرزو_نوری

بهتر از من

می‌دانم
با کاسه‌های گلدار چینی
پشت سرم آب نمی‌پاشی
بعد از رفتن‌ام
کم حرف نمی‌شوی
کم نمی آوری
به زودی
کسی را پیدا می­ کنی
که بهتر از من باشد
و تمام بدی­ های تو را
نادیده بگیرد

اکولالیا | #آرزو_نوری

رادیو دریا

الو
صدای مرا
از رادیو دریا می­ شنوید
وقتی دریا آرام است
و قلب ام
ناآرام
ماهیگران به دریا رفته ­اند
تا در تورهای خود
پری دریایی بیاورند
من به بازار می­ روم
تا طناب زردی بخرم
ادامه مطلب

درباره تو

دلتنگی شبیه تو نیست
گاه و بی گاه در می ­زند
هر جا دلش خواست می­ نشیند
و با حسادت عجیبی
درباره تو حرف می­ زند

اکولالیا | #آرزو_نوری

Olderposts

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑