اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب اشعار سید محمد حسین میران (صفحه 1 از 2)

آسمان ابرهای غم زدا

ای آسمان ابر های تاریک
تکه تکه
وحشت برانگیز
ابرهایت
دردهایم را بارانی کرده
بسی غمناک و نمناک
در این وجود
غرش تو
سرد و سوزناک و سخت
در این وجود فانی زاد
این حیثیت بین رفته
نو می سازد
صدا و ساز ها
باز آواز دروغین آب ها را
چه رعد مهیبی !
کیست نشنود
نبیند
قصد دیدن نداشته باشد
ادامه مطلب

قلب شکسته

آه
چه تاریک و چه روشن
قلبی شکسته در کنج دریا
احساس لرزش
می کند
برایت سخت می تپد
تنها او
مرگش حتمیست
شن هایی لب ساحل خفته اند
سبک و ساده
می بینند
خواب تاریک سال نو را
سالی از جشن مرگ
جای کسی خالیست
ادامه مطلب

قلم های نامحتوا

قلم ها نامحتوا
بی جان و بی روح
سرد
نرسیدنی به کاغذ
ساعتی
ابر باران جوهری
می بارد
خاموش سازد تباهی را
دهان ناکسان
از سرما
سوز ها و دردها پر
ابر باران جوهری
طوفانی می بارد
دریای مغز پر تلاطم
و غرش اسمان
در این نزدیکی
ای آسمان
کمی نالان بمان
ادامه مطلب

هوای غمگین

هوا غمگین
هوا آلوده است
غبار های خاکستری
غرق قدرت می کنند
ناپاکی را
در این نزدیکی
کسی آماده پیکار
نقش هرزه
دوا نداشت
طولانی می گذرد
ماجرایشان
آن دور ها
شلوغی ها
هوای نفسی آلوده است

اکولالیا | #سید_محمد_حسین_میران

در خواب رفته اند

همه در خواب
حرفی در مه
حکم می دهد
حلال نیست
حلال این نباشد
حروف و کلمات بلند
آمیخته
درهم رفته
و حکمش اجرا نشود
حاکم شهر حماقت
اجرا کن
اجرا
از خود شروع
و سرهوس باز را
قطع کن
محکم قطع کن
حکومت زندگی
نماند بر سایه ی هوس

اکولالیا | #سید_محمد_حسین_میران

شراب عشق

شراب عشق نوشید
شاعری که نقش دنیا را
حلوای محبت را
شب های تاریک
به نظم نوشت
شراب عشق نوشید
عارفی که در عرفانش
طعم خداوند دل
ذره ذره جلوه می کرد
و نقاشی که
نقاشی هایش
عطر گل یاس می داد
این بار
شراب عشق می نوشد
مردی در عمق چشمانت
شاید او هم چشیده
شاید
مزه شیرین دریا را

اکولالیا | #سید_محمد_حسین_میران

کشتی عشق

وقتی چراغ کشتی عشق
خاموش شد
وقتی شب ها
دریای درونم حس می کرد
هر نفسش تاریک است
آن موقع
طعم شیرین آب
یواش یواش از بین رفت

اکولالیا | #سید_محمد_حسین_میران

خورشید دیگر نمی درخشید

خورشید
شوخی نداشت
شب را به آتش کشیده بود
شمشیر شعله زن را
با خشم
بر صورت ماه کشید
اما ماه
دردی نداشت
او همراه شد
همراه نامحرمان
ماه را از خود دور کرد
ادامه مطلب

خانه ی دلم

هوای عشق نمی گیرد
خانه ی دلم
عطرِ تنت شده است
خلاءِ نبودن

اکولالیا | #سید_محمدحسین_میران

مقصد عاشق

در کار نیست
هیچ مقصدِ عشقی
اگر دیدن تو
پایان راه نباشد

اکولالیا | #سید_محمدحسین_میران

Olderposts

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑