اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب اشعار صالحی

سید علی صالحی

اصلا چه کار به کار من دارید ؟

اصلا چه کار به کار من دارید ؟
دارید رو به دریا از دریا سخن می‌گویید ؟
من که سالهاست از پی پسینی خلوت
از خواب شما و تعبیر همین چرت و پرت بودن بریده‌ام.
ولم کنید بروم سیگاری بگیرانم
بروم کنار خیابان از کسی ساعت قرار دریا را بپرسم
بروم بگویم سرکار خانم زیبا،‌ چرا تنها ترانه می‌خوانید
من هم بلدم زندگی کنم
به خدا من شاعرتر از بعضی بزرگان، به باران نگاه کرده‌ام
خب دوست دارم که از حرف آدمی
یا وهم آسمان فاصله بگیرم
این مشکل من است
به شما چه مربوط که ما پاکیزه از آواز عشق زاده می‌شویم
سرشت ستاره همین است
همانطور که مثلا سرشت سنگ.
ادامه شعر

سید علی صالحی

هجای بلند آسمانی

بر دست هام
بشارتی سپید است
که در خواب های منتظر
می روید
و از ضیافت باران
هجای بلند باستانی
علفی ست،
که با صبحی از دیار شگفت
مسیر آبی رود را
قدم می زند.
ادامه شعر

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑