اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب اشعار لنگستن هیوز

لنگستن هیوز

در سکوت تو

تنها از سکوت تو
پیش از آن که سخن گویی
هر آنچه را که باید، در می یابم
بی آنکه واژه ای از تو بشنوم
در سکوتت
هر نغمه ای که آرزو می کنم
به گوش می رسد

اکولالیا | #لنگستن_هیوز

لنگستن هیوز

عشق ستاره ای درخشان است

عشق
گوجه ای رسیده است
روییده بر درختی باشکوه
و طلسم جادویش
هرگز به تو مجال بودن نمی دهد

عشق ستاره ای درخشان است
چشمک زنان در آسمان های دوردست جنوب
و شعله های سوزانش
همواره چشم هایت را می آزارد
ادامه شعر

لنگستن هیوز

دنیای رویای من

من در رویای خود دنیایی را می‌بینم
که در آن هیچ انسانی
انسان دیگر را خوار نمی‌شمارد
زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح و آرامش، گذرگاه‌هایش را می‌آراید.
من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن
همه‌گان راه گرامی ِ آزادی را می‌شناسند
حسد جان را نمی‌گزد
و طمع روزگار را بر ما سیاه نمی‌کند
من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن
سیاه یا سفید
از هر نژادی که هستی
ادامه شعر

لنگستن هیوز

خداحافظ مسیح

گوش بده مسیح
تو روزای خودت خیلی خوب بودی، به گمونم –
ولی دیگه دورت سر اومده
…اونا بردنت بالا بالاها، یه قصه بزرگ ازت ساختن
که بهش میگن انجیل
اون دیگه الان مرده،
پاپ ها و کشیشا
از اون خروار خروار پول به جیب زدن
اونا تو رو گرون فروختن

به پادشاها، ژنرالا، دزدا، آدم کشا –
به تزار و قزاقاش
به کلیسای راکفلر
به روزنامه عصر یه شنبه
تو دیگه به هیچ دردی نمی خوری
گرو دستشون شدی
تا تسلیمت کنن و نوکریشونو بکنی
ادامه شعر

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑