اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب اشعار مارگوت بیگل

مارگوت بیکل

عشق‌ هدیه‌ است‌

عشق‌، هدیه‌ است‌
جان‌دار مجسّم‌
حادث‌ می‌شود
تحمیلش‌ نمی‌توان‌ کرد.
قلب‌ را لب‌ریز می‌کند.
با عقل‌ فهمیده‌ نمی‌شود
به‌ چنگ‌ نمی‌آید
مقدّری‌ست‌ که‌ همه‌ چیز را
دگرگون‌ می‌سازد
عشق‌، هدیه‌ است‌
تردترین‌ُ گران‌مندترین‌ هر زنده‌گی‌
دوست‌ داشتن‌
دوست‌ داشته‌ شدن‌
و از نو شناختن‌ هر روز

اکولالیا | #مارگوت_بیگل

مارگوت بیکل

دلتنگی های آدمی را

دلتنگی های آدمی را، باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من

اکولالیا | #مارگوت_بیکل
ترجمه احمد شاملو

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑