اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب الهام ملک محمدی

این همه گریه کی درونم انباشته شده؟

اینهمه گریه کی درونم انباشته شده؟
من که چشم هایم به رویت باز نشد
دو چشم برای گریستن در غم تو کافی نیست
باید چشم های تمام کسانی که تو را ندیده اند را
برای گریستن قرض بگیرم

اکولالیا | #الهام_ملک_محمدی

من افسرده

مثل اول نکنی خوش دل آزرده را
نکنی زنده به آبش گل پژمرده را
رک بگویم که دل آزرده دل آزار شود
نخورند آب ز لیوان ترک خورده را
طعنه ای گفت جوان دست عصایت به چه کار؟
بی خبر بار غمش حلقه کند گرده را
خوبی ات خیر تو را آورد اندیشه ی زشت
به غلامی ببرد خلق سیه چرده را
یک شبه عمر گذشت و متوجه نشدم
غاصبش باز نداد آنچه ز من برده را …
لب من خنده بلد نیست زند عیب مکن
که غمش شاد نخواهد من افسرده را

اکولالیا | #الهام_ملک_محمدی

من کجا خود را از تو حفظ کنم

هر چه می‌نگرم از تو خیزد
آن موج احساسی که از درون غرقه کرد مرا
من ساحل بی‌حفاظ
تو اقیانوس بی‌رحم
احساس که بلرزد سونامی
خواهد شد
و من کجا خود را از تو حفظ کنم وقتی پیوسته‌ام به تو
تا آن حد که نامم را از من می‌گیرند
اگر تو نباشی

اکولالیا | #الهام_ملک_محمدی

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

آدرس اکولالیا در شبکه‌های اجتماعی

تلگرام اکولالیا
اینستاگرام اکولالیا
توییتر اکولالیا