اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب اکولالیا (صفحه 2 از 6)

پل الوار

ترکت نخواهم کرد

رو به رو را نگاه کردم
میان جماعت تو را دیدم
میان سنبله‌ها
زیر تک درختی تو را دیدم
در انتهای هر سفر
در عمق هر عذاب
در انتهای هر خنده
سر برآورده از آتش و آب
تابستان و زمستان ، تو را دیدم
ادامه شعر

شل سیلور استاین

از وقتی که دوستم مرا ترک کرده است

از وقتی که دوستم مرا ترک کرده است
کاری ندارم به جز راه رفتن
راه می روم تا فراموش کنم
راه می روم
می گریزم
دور می شوم
دوست ام دیگر برنمی گردد
ادامه شعر

چارلز بوکوفسکی

علت و معلول

خوبا اغلب خودشون خودشونو می کشن
تا خلاص شن
اونائی ام که میمونن
اصلا درست نمی فهمن
چرا همه میخوان
از دستشون خلاص شن

اکولالیا | #چارلز_بوکوفسکی

احمد شاملو

غم نان اگر بگذارد

از دست‌های گرم تو
کودکان توأمان آغوش خویش
سخن‌ها می‌توانم گفت
غم نان اگر بگذارد
نغمه در نغمه درافکنده
ای مسیح مادر، ای خورشید
از مهربانی بی‌دریغ جان‌ات
با چنگ تمامی‌ناپذیر تو سرودها می‌توانم کرد
غم نان اگر بگذارد
ادامه شعر

چارلز بوکوفسکی

مرد و زن

هوای خوب
مثل
زن خوب است
همیشه نیست
زمانی که هم است
دیرپا نیست
مرد اما
پایدار تر است
اگر بد باشد
می تواند مدت ها بد بماند
و اگر خوب باشد
به این زودی بد نمی شود
اما زن عوض می شود
ادامه شعر

شمس لنگرودی

نه، نمی‌توانم فراموشت کنم

نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
زخم‌های من، بی‌حضور تو از تسکین سر باز می‌زنند
بال‌های من
تکه‌تکه فرو می‌ریزند
بره‌های مسیح را می‌بینم که به دنبالم می‌دوند
و نشان فلوت تو را می‌پرسند
نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
خیابان‌ها بی‌حضور تو راه‌های آشکار جهنم‌اند
تو پرنده‌یی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک‌ صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنه‌ی تابستانی
که گندم‌زاران رسیده در قدوم تو خم می‌شوند
آشیانه‌ی رودی از برف
که از قله‌های بهار فرو می‌ریزد
ادامه شعر

بیدل دهلوی

با هیچکس حدیث نگفتن نگفته ام

با هیچکس حدیث نگفتن نگفته ام
در گوش خویش گفته ام و من نگفته ام

زان نور بی زوال که در پرده ی دل است
با آفتاب آنهمه روشن نگفته ام

این دشت و در به ذوق چه خمیازه می کشد
رمز جهان جیب به دامن نگفته ام

گلها به خنده هرزه گریبان دریده اند
من حرفی از لب تو به گلشن نگفته ام

موسی هم اگر شنیده هم از خود شنیده است
انی انا اللهی که به ایمن نگفته ام

آن نفخه ای کزو دم عیسی
بوی کنایه داشت مبرهن نگفته ام

پوشیده دار آنچه به فهمت رسیده ات
عریان مشو که جامه دریدن نگفته ام
ادامه شعر

نصرت رحمانی

لرزید در عمیق آینه تصویر

لرزید در عمیق آینه تصویر
پر زد کلاغی از لب دیوار
بادی وزید و پنجره را بست
باران گرفت نرم
اندوه خیمه بست
با خویش مرد گفت
احساس می کنم
تا مرز بی نهایت
آنجا که انجماد
در روح هر روان شده ای جاریست
راهی دراز نیست
اما خدا اگرچه بزرگ است
و عادل و کریم
بی شک در انتظر لاشه ی من نیست
باری سخن دراز شد
از لابه لای زخم خرافات
میراث رفتگان
چرک آب باز شد
بهتر که بگذریم
ادامه شعر

سید علی صالحی

به خدا خانه‌ی خودمان خوب است

به خدا اگر به قدر سر سوزنی
از سکوت باد بترسم!
سنجاقک‌های خسته از خواب درخت کناره گرفته‌اند
رفته‌اند پشت پرچین باغ هلو
دگمه بر پیراهن شب و شکوفه می‌دوزند.
دارد دیر می‌شود
تو هم بیا برویم خانه‌ی خودمان
بالش‌های کهنه‌ی این مسافرخانه
پر از زوزه‌های باد و
اضطراب بلدرچین است
ما هم می‌توانیم شب تب‌کرده‌ی دریا را تحمل کنیم
عطر عجیب همین شکوفه‌ها
خواه‌ناخواه … راه را بر عبور باد بی‌سواد خواهد بست.
بیا برویم خانه‌ی خودمان
هر چه باشد بهتر از بوی باد وُ
بالش‌های کهنه‌ی این مسافرخانه است.
روی زمین می‌خوابیم
دفترِ ترانه‌های حافظ را زیر سر خواهیم گذاشت،
صبح که از خواب فال و پیاله برمی‌خیزیم
خانه پر از بوی می و عطر شکوفه خواهد شد.
این همان مطلبی‌ست
که از سهمِ ساده‌ی همین زندگی به ما خواهد رسید
حالا دست از دوختن این دگمه‌های شکسته بردار
برایت پیراهن خوش‌رنگ قشنگی خریده‌ام
ول کن بیا برویم رو به نور چراغ بنشینیم
اینجا دعای روشن هیچ دختری برآورده نمی‌شود
به خدا خانه‌ی خودمان خوب است،
خانه‌ی خودمان خوب است

اکولالیا | #سیدعلی_صالحی

سهراب سپهری

خواهم آمد و پیامی خواهم آورد

روزی
خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب!
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید

خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ !
دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت
جارخواهم زد: ای شبنم ، شبنم ، شبنم
رهگذاری خواهد گفت : راستی را ، شب تاریکی است،
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست ، دب آکبر را بر گردن او خواهم آویخت.
ادامه شعر

Olderposts Newerposts

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑