اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب ترانه

محمدعلی بهمنی

امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه

از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب
شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب

پشت ستون سایه ها روی درخت شب
می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب

می دانم اری نیستی اما نمی دانم
بیهوده می گردم بدنبالت، چرا امشب؟

هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما
نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب

ها سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف
ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب
ادامه شعر

یغما گلرویی

دیوارِ کوچه‌ی‌ ما هم‌سن‌ سالمونه‌

دیوار کوچه‌ی‌ ما هم‌سن‌ سالمونه‌ !
اون‌ سرگذشت‌ نسل‌ خاکستر می‌دونه‌ !

ما آرزوهامون‌ رو آجراش‌ نوشتیم‌ !
گفتیم‌ که‌ تو جهنم‌ دنبال‌ یه‌ بهشتیم‌ !

تو بچه‌گی‌ نوشتیم‌ : یا مرگ‌ یا مصدق‌ !
نفت‌ ترانه‌ کردیم‌ ، ما بچه‌های‌ عاشق‌ !

تو فصل‌ِ نوجوونی‌ داس‌ چکش‌ کشیدیم‌ !
اعدام زنبقار با داس‌ حیله‌ دیدیم‌ !

فصل‌ جوونی‌ ما دیوار خسته‌ی‌ سرد ،
پیراهن‌ قشنگ‌ شب‌نامه‌ رُ به‌ تن‌ کرد !
ادامه شعر

نصرت رحمانی

او یک نگاه داشت

او یک نگاه داشت
به صد چشم می نهاد
او یک ترانه داشت
به صد گوش می سرود
من صد ترانه خواندم و
نشنود هیچکس
من صد نگاه داشتم و
دیده ای نبود

اکولالیا | #نصرت_رحمانی

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

چند ثانیه این دو سطر را بخوانید

جهت کپی کردن و ارسال اشعار به دوستانتان، در انتهای هر شعر ابزار اشتراک گذاری را قرار داده‌ایم که می‌توانید شعر مورد نظر را از طریق تلگرام، واتس‌اپ،پیامک، اینستاگرام ارسال کنید.


آدرس اکولالیا در شبکه‌های اجتماعی

تلگرام اکولالیا
اینستاگرام اکولالیا