اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب شعر آمریکا (صفحه 1 از 6)

شل سیلور استاین

من دوستت دارم

خدا هرکسی را که مثل من خوب باشد
دوست دارد
اما هر کسی را که مثل تو بد باشد
دوست ندارد
اما من تو را با همه بدی ات دوست دارم
چون دلم برایت می سوزد
وقتی می بینم هیچ کس دوستت ندارد
ادامه مطلب

شل سیلور استاین

رویایی که دیشب دیدم

می خواهم رویایی که دیشب دیدم
بردارم و تو فریزر بگذارم
اونوقت یه روزی در آینده ی دوروقتی پیرمردی مو خاکستری شدم
درش می آرم و گرمش می کنم
و پاهای پیر و سردمو
با گرمی خوبش مداوا می کنم
ادامه مطلب

شل سیلور استاین

آنانی را كه دوست می داریم همواره گم می كنیم

برخی وقت ها ما آدم هایی را دوست داریم كه
دوستمان نمی دارند
همان گونه كه آدم هایی نیز یافت می شوند كه
دوستمان دارند ، اما ما دوستشان نداریم
به آنانی كه دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می خوریم و
همواره بر می خوریم
اما آنانی را كه دوست می داریم
همواره گم می كنیم و
هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر نمی خوریم
ادامه مطلب

شل سیلور استاین

حالا نيست وقت مردن

پيش دكتر كه رفتم
دستشو كرد تو حلقم
يه لنگه كفش در آورد
يه قايقى كه آب برد
يه دونه زين دوچرخه
يه اسكيت كه مي چرخه
گفت:همه اينارو تو خوردى؟
خوب شد تا حالا نمردى!
حواست باشه به خوردن
حالا نيست وقت مردن

اکولالیا | #شل_سیلور_استاین
مترجم #ماریا_عربپور

کریستوفر پویندکستر

من واهمه داشتم

اعتراف میکنم
من واهمه داشتم
نه تنها از عشق،
بلکه از عاشق او شدن
که او رازی اغواکننده بود،
و در اعماق خویش آبستن اسراری بود که بر همگان فهم ناشدنی بود
و من از ناکام ماندن به سان کسان دیگر واهمه داشتم
ادامه مطلب

ریچارد براتیگان

اما انتظار ارزشش را داشت

انگار
سالها طول کشید
که دسته یی بوسه
از دهانش بچینم
و در گلدانی به رنگ سپید
در قلبم
بکارم
اما
انتظار
ادامه مطلب

ریچارد براتیگان

می‌خواهم ببوسمت

رک بگویم
می‌خواهم ببوسمت
چنان با محبت
که برای اولین بار
حس کنی که عشق
به سمت من
تعادلش را از دست می‌دهد
ادامه مطلب

چارلز بوکوفسکی

پس می خواهی نویسنده باشی

با وجود همه چیز
اگر از درون‌ات فوران نمی‌کند
ننویس برادر من
مگر اینکه همینطوری بی دعوت
از اعماق وجودت بیاید
و از قلبت و از ذهنت و از دهانت
وگرنه ننویس خواهر من
اگر باید ساعت‌ها بنشینی
خیره به صفحه‌ی کامپیوتر
قوز کرده بالای سر ماشین تحریر
به دنبال کلمات
خب ننویس پدر من
اگر برای پول یا شهرت است که می‌نویسی
ننویس
اگر برای آوردن زن‌ها توی تختت می‌نویسی
ننویس
ادامه مطلب

شل سیلور استاین

از وقتی که دوستم مرا ترک کرده است

از وقتی که دوستم مرا ترک کرده است
کاری ندارم به جز راه رفتن
راه می روم تا فراموش کنم
راه می روم
می گریزم
دور می شوم
دوست ام دیگر برنمی گردد
ادامه مطلب

سارا تیس دیل

گناهان تو باعث شده بود که بیشتر عاشقت باشم

آمدند تا اشتباهات تو را به من بگویند
یکی یکی
خودشان را معرفی کردند
بلند بلند
می خندیدم وقتی این کار را می کردند
من همه ی آنها را به خوبی از قبل می شناختم
آه ، آنها کورند
آنها بیش از حد کورند برای دیدن
گناهان تو باعث شده بود که بیشتر عاشقت باشم
ادامه مطلب

Olderposts

کپی رایت © 2017 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑