اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب haydar ergulen poems

حیدر ارگولن

شراب ، دنبال شب اش می‌گردد

شراب ، دنبال شب اش مي گردد
درد ، دنبال دانه اي انگور
و انگور
خاطره ي روزي که
از خوشه چيده شد

من هم سراغ
زني به ظرافت قطره اي اشک
مي گردم
زني که به اندازهِ قطره اي
در شراب محو شده ست
ادامه شعر

حیدر ارگولن

از این شهر خواهم رفت

از این شهر خواهم رفت
به نهرها سفری خواهم داشت
آب ها مرا به خود می کشانند
اگر شمار پرنده های کشته شده
که از سینه ام افتاده اند را

به حساب نیاوریم
سنگینی ِ هیچ باری، جز دلم را ندارم
حرفی نیست
این چهره ی من و این صورت شب
و در صدایم
سکوت خاطرات به گوش می رسد

با تلخی درونم در جاده ها
راه می روم
مدت هاست که راهم را از این شهر
جدا کرده ام
حتی اگر خسته هم باشم
سوار آن قطارها نخواهم شد
کسی در ایستگاه ها
منتظرم نباشد
ادامه شعر

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑