اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب Jacques Prevert poems

ژاک پره‌ ور

زمانی که تو را در میان بازوانم گرفته ام

سه کبریت ، یک به یک در شب روشن شد
اولی برای دیدن تمامی صورت تو
دومی برای دیدن چشمانت
سومی برای دیدن لبانت
و بعد تاریکی غلیظ برای اینکه
به خاطر بسپرم همه را
زمانی که تو را در میان بازوانم گرفته ام

اکولالیا | #ژاک_پره‌ور

ژاک پره‌ ور

نمی دانیم عشق چیست

امروز چه روزى است؟
ما خود تمامى روزهاییم اى دوست
ما خود زندگی ایم به تمامى اى یار
یکدیگر را دوست می داریم و زندگى می کنیم
زندگى می کنیم و یکدیگر را دوست می داریم و
نه می دانیم زندگى چیست و
نه می دانیم روز چیست و
نه می دانیم عشق چیست

اکولالیا | #ژاک_پره‌ور

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑