اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب Margot Bickel poems

مارگوت بیکل

هر شب در رویاهایم تو را می بینم

هر شب در روياهايم تو را مي بينم و احساست مي کنم
و احساس مي کنم تو هم همين احساس را داري
دوري ، فاصله و فضا بين ماست
و تو اين را نشان دادي و ثابت کردي
نزديک ، دور ، هر جايي که هستي
و من باور مي کنم قلب مي تواند براي اين بتپد
يک بار ديگر در را باز کن
و دوباره در قلب من باش
و قلب من به هيجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد
ما مي توانيم يک باره ديگر عاشق باشيم
و اين عشق مي تواند براي هميشه باشد
و تا زماني که نمرديم نمي گذاريم بميرد
عشق زماني بود که من تو را دوست داشتم
دوران صداقت ، و من تو را داشتم
در زندگي من ، ما هميشه خواهيم تپيد
نزديک ، دور ، هرجايي که هستي
من باور دارم که قلب هايمان خواهد تپيد
ادامه شعر

مارگوت بیکل

عشق، عشق می‌آفریند

عشق، عشق می‌آفریند
عشق، زندگی می‌بخشد
زندگی، رنج به همراه دارد
رنج، دل‌شوره می‌آفریند؛
دل‌شوره، جرات می‌بخشد
جرات، اعتماد به همراه دارد
اعتماد، امید می‌آفریند؛
امید، زندگی می‌بخشد
زندگی، عشق می‌آفریند
عشق، عشق می‌آفریند
ادامه شعر

مارگوت بیکل

در راه جُلجُتا

در راه جُلجُتا،
در راه گانوسا،
در تمامی راهها سنگ‌هایی افتاده است؛
پاره‌سنگ‌هایی، تکه‌های تیزی، ریگی؛
برای پرتاب کردن،
یا بر آن فرو غلتیدن.
در راه جُلجُتا،
در راه گانوسا،
در تمامی راهها سنگ‌هایی افتاده است؛
که وا می‌داردمان که آهسته گام برداریم؛
بایستیم؛
به افتادگان یاری دهیم؛
ادامه شعر

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑