اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب Seyed Ali Salehi poems

سید علی صالحی

همه چیز را از من گرفته‌اند

در ازدحام این همه ظلمت بی‌عصا
چراغ را هم از من گرفته‌اند
اما من
دیوار به دیوار
از لمس معطر ماه
به سایه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد امید.

در تکلم کورباش کلمات
چشم‌های خسته مرا از من گرفته‌اند
اما من
اشاره به اشاره
از حیرت بی باور شب
به تشخیص روشن روز خواهم رسید
پس زنده باد امید.

در تحمل بی تاب تشنگی
میل به طعم باران را از من گرفته‌اند
اما من
شبنم به شبنم
از دعای عجیب آب
به کشف بی‌پایان دریا رسیده‌ام
پس زنده باد امید.
ادامه مطلب

سید علی صالحی

چند تا خواب

سکوت، روشنایی، رضایت
اوایل عطر چیزی‌ست
شاید اوایل آسان چیزی
همین ایستاده مقابلم
اما یادم نمی‌آید
اوایل عزیز اسمش چه بود؟
و سایه‌روشن دامنه‌ای در مه
و سکوت
و روشنایی
و رضایت
دو صندلی خالی
فاخته‌ای در خواب
و عطر چیزی عجیب
در ایوانی از نی و نارون
ادامه مطلب

سید علی صالحی

راه دریا دور است

گاهی اوقات
هیچ میلی به دیدن یک عده آدمی ندارم
اما باز با دست باز و دل بسته می‌آیند،
می‌آیند مسافران دور دریا را
بی‌خود از خواب یک پیاله‌ی آب می‌گیرند،
و بعد جوری عجیب آهسته می‌پرسند
آیا تو مایلی باز با ماه خسته
از خانه‌ی بی‌چراغ سخن بگویی؟
می‌گویم بروید، راحتم بگذارید
راه دریا دور است
مسافران غمگین ما خوابند
و من هم اصلا اشتباه کردم
که از خواب گل و خاطرات گهواره سخن گفتم،
به خدا ماه مقصر است
ادامه مطلب

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑