اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب Shell Silver Stein

شل سیلور استاین

تو هرگز دوستم نداشتی

اولین بار
که بخواهم بگویم دوستت دارم، خیلی سخت است
تب می‌کنم، عرق می‌کنم، می‌لرزم جان می‌دهم
هزار بار
می‌میرم و زنده می‌شوم پیش چشمهای تو
تا بگویم دوستت دارم
اولین بار
که بخواهم بگویم دوستت دارم، خیلی سخت است
امّا
آخرین بار آن از همیشه سخت‌تر است
و امروز می‌خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم
و بعد راهم را بگیرم و بروم
چون تازه فهمیدم
تو هرگز دوستم نداشتی

اکولالیا | #شل_سیلور_استاین

شل سیلور استاین

من هم همینطور

پسربچه گفت:
بعضی وقت‌ها قاشق از دستم می‌افته
پیرمرد گفت:
من هم همینطور
پسربچه زیر لب گفت:
من شلوارم خیس می‌کنم
پیرمرد خندید
من هم همینطور
پسربچه گفت:
من خیلی گریه می‌کنم
پیرمرد سر تکان داد
من هم همینطور
پسر بچه گفت:
بدتر از همه، آدم بزرگ‌ها به من توجه نمی‌کنن
این را گفت و گرمای دست چروک خورده پیر را حس کرد
پیرمرد گفت:
می‌فهمم

اکولالیا | #شل_سیلور_استاین

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑