اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب Suzanne Police Shutz poems

سوزان پولیس شوتز

چه بسیار از خود می پرسم

چه بسیار از خود می پرسم
که چرا عاشق هم شدیم
ما با هم
بسیار متفاوتیم
توانایی ها
و کاستی های بسیار گوناگون داریم
نگرش ما به چیزها
با هم اختلاف فراوان دارد
شخصیت ما
بسیار متفاوت است
و با وجود همه اینها
عشق ما به هم روز به روز بیشتر می شود
ادامه مطلب

سوزان پولیس شوتز

موسیقی آهنگ قلب است

موسیقی احساسات را نوازشی می کند
که کلمات نمی توانند
موسیقی آهنگ قلب است
صدای روح است
بعضی از موسیقی ها
مرا به رویا می برند
بعضی از مو سیقی ها
به من الهام می دهند که خلق کنم
بعضی از موسیقی ها
مرا به فکر گذشته ها می اندازند
بعضی از موسیقی ها
کمکم می کنند آینده را طراحی کنم
وقتی با تو هستم
همه موسیقی ها مرا عاشق می کنند

اکولالیا | #سوزان_پولیس_شوتز

سوزان پولیس شوتز

و آن عشق تنها از آن توست

همیشه می پنداشتم
که عشقی همانند عشق ما را
تنها در رویاها می توان یافت

در گذاشته
نمی خواستم هیچ کس کاملاً مرا بشناسد
حالا
می بینم به تو چیزهایی را از خود می گویم
که مدت ها بدان ها فکر نکرده ام
چرا که می خواهم
همه چیز را درباره ی من بدانی
ادامه مطلب

سوزان پولیس شوتز

دوست من واقعاً دلتنگ توام

دوست من واقعاً دلتنگ توام
واقعاً دلتنگ توام
دوستان بسیاری دارم
که می توانم با ایشان گفتگو کنم
ولی تو
چیز دیگری هستی
تو
آن چنان مرا خوب می شناسی
که بدون این که لب بگشایم
می دانی
که چه می گویم
ادامه مطلب

سوزان پولیس شوتز

نمی خواهم تو را عوض کنم

نمی خواهم
تو را عوض کنم
خود تو
بسیار بهتر از منی می دانی
چه به صلاح توست
نمی خواهم تو نیز
مرا عوض کنی
از تو می خواهم
من را همان گونه که هستم
بپذیری و به من احترام بگذاری
این چنین
می توانیم پیوندی استوار
با ریشه در واقعیت
و نه در رویا
بنا نهیم

اکولالیا | #سوزان_پولیس_شوتز

سوزان پولیس شوتز

دلتنگ توام

دلتنگ توام
تو آن جایی
و من اینجا
در این فکر
که تا چه حد دوستت دارم
در این فکر
که تا چه حد برایم با ارزشی
در این فکر
که تا چه حد دلتنگ توام
تو آن جایی
و من اینجا
در این فکر
که تا چه حد در اشتیاقِ
بار دیگر
در کنار تو بودنم
ادامه مطلب

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑