اکولالیا | آرشیو شعر جهان

مشاهده لیست شاعران
echolalia telegram link

محمود درویش

ما را نیز لبخندی خواهد بود

دستم را فشرد
و به نجوایم سه حرف گفت.
سه حرفی که عزیزترین داراییِ تمامِ روزم شد:
«پس تا فردا»

ریش تراشیدم دوبار
کفش‌هایم را برق انداختم دوبار.
لباس های رفیقم را قرض گرفتم
با دو لیره
که برایش کیکی بخرم .
قهوه‌ای خامه‌دار.

حالا تنها بر نیمکتم
و گرداگردم عشاق، لبخند زنانند
و برآنم که
ما را نیز لبخندی خواهد بود.
شاید در راه است
شاید لحظه‌ای یادش رفته
شاید… شاید..

دسته بندی ها محمود درویش

محبوبم به گنجینه‌هایم بنگر » « هوای عشق، بارانی است

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نمی شود

*

× 5 = forty

2 نظرات

  1. سلام
    متن عربی این شعر را لطف میکنید؟

کپی رایت © 2020 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑