اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی دریتا کومو

دریتا کومو

دریتا کومو در سال ۱۹۵۸ در آلبانی به دنیا آمد. او زندگی کوتاهی داشت و بعد از بیست و سه سال در سال ۱۹۸۱ به دلیل ابطلا به سرطان جان خود را از دست داد. لحظاتی که او آخرین نفس های زندگی اش را می کشید مادرش را به کار اجباری فرستاده بودند. دریتا در تنهایی مرد.

دریتا کومو

تنهایی / دریتا کومو

تنهایی تلفنی‌ست که زنگ می‌زند مدام
صدای غریبه‌ای‌ست که سراغ دیگری را می‌گیرد از من
یک‌شنبه‌ی سوت‌وکوری‌ست که آسمان ابری‌اش ذرّه‌ای آفتاب ندارد
حرف‌های بی‌ربطی‌ست که سر می‌برد حوصله‌ام را

تنهایی زل‌زدن از پشت شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد
فکرکردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایش قدم‌زدن را دوست می‌دارند
آدم‌هایی که به خانه می‌روند و روی تخت می‌خوابند و چشم‌های‌شان را می‌بندند امّا خواب نمی‌‌بینند
آدم‌هایی که گرمای اتاق را تاب نمی‌آورند و نیمه‌شب از خانه بیرون می‌زنند
ادامه شعر

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑