اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی ندي اُنسي الحاج

ندي اُنسي الحاج

تو را با خطوط سیاه می‌کشم

تو را با خطوط سیاه میکشم
و موهایت را با نقطه چین
لبهایت را
لبهایت را درون چشمهایم پنهان می‌کنم
کمی دریا را به چشمهایت می‌ریزم
ولی دریا را رسم نمی‌کنم
اندامت را سفید می‌کشم
سینه هایت را سفید
دستهایت را و پاهایت را
آنگاه پرده ای روی آن می‌کشم
تا حسرت دیدن تو بماند روی دل همگان
تنها خودم تو را دیده‌ام
بی پرده
برهنه
ادامه مطلب

ندي اُنسي الحاج

در وطنم / ندی اُنسی الحاج

در وطنم
آن جا که مردان در جشن عروسی
شانه ی مویی آتشین به زنان اهدا میکنند
و به کودکان تازه تولد یافته شیشه ی شیری آتشین میدهند
در وطنم
مردان خانه هایشان را مثل گنجشکان میسازند
زیر گنبد کبود
و بالای شاخه هایی که برای سوختن آماده شده اند
در وطنم
آن جا که مرگ ردای زندگی را به تن میکند
نفس ها در صبحگاهان شکار میشوند
مردان شیفته ی طعم خاک میشوند
و زنان طعم بوسه را از یاد میبرند
ادامه مطلب

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑