اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی ندي اُنسي الحاج

ندي اُنسي الحاج

ندي اُنسي الحاج

تو را با خطوط سیاه می‌کشم

تو را با خطوط سیاه میکشم
و موهایت را با نقطه چین
لبهایت را
لبهایت را درون چشمهایم پنهان می‌کنم
کمی دریا را به چشمهایت می‌ریزم
ولی دریا را رسم نمی‌کنم
اندامت را سفید می‌کشم
سینه هایت را سفید
دستهایت را و پاهایت را
آنگاه پرده ای روی آن می‌کشم
تا حسرت دیدن تو بماند روی دل همگان
تنها خودم تو را دیده‌ام
بی پرده
برهنه
ادامه شعر

ندي اُنسي الحاج

ندي اُنسي الحاج

در وطنم / ندي اُنسي الحاج

در وطنم
آن جا كه مردان در جشن عروسي
شانه ي مويي آتشين به زنان اهدا ميكنند
و به كودكان تازه تولد يافته شيشه ي شيري آتشين ميدهند
در وطنم
مردان خانه هايشان را مثل گنجشكان ميسازند
زير گنبد كبود
و بالاي شاخه هايي كه براي سوختن آماده شده اند
در وطنم
آن جا كه مرگ رداي زندگي را به تن ميكند
نفس ها در صبحگاهان شكار ميشوند
مردان شيفته ي طعم خاك ميشوند
و زنان طعم بوسه را از ياد ميبرند
ادامه شعر

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑