اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی اشعار دنیس بروتوس

مجموعه‌ای از اشعار دنیس بروتس، شاعر سیاسی آفریقای جنوبی و عصر آپارتاید را در این صفحه خواهیم خواند. اغلب شعرهای دنیس وینسنت بروتس در وصف وطن و هم میهنانش است که از او چهره‌ی یک شاعر انقلابی را به وجود آورده است.

بیوگرافی دنیس بروتوس

دنیس بروتوس، شاعر معاصر آفریقایی از اهالی کشور آفریقای جنوبی در سال ۱۹۲۹ زاده شد.وی منشی کمیتیه المپیک غیر نژادپرستان آفریقای جنوبی بود و سال‌ها در لندن به حال تبعید زندگی کرده است.مبارزات بیست ساله او با نظام حاکم بر میهنش بارها او را روانه‌ی دخمه‌های ساروج و آپارتاید کرده است و سال‌ها او را دور از مردمی که به خاطرشان سخن می‌گوید در تبعیدگاه گذاشته است.

ادامه شعر

دنیس بروتوس

در اینجا رعد در شب سر می‌کشد

در اینجا، رعد در شب سر می‌کشد
و بر آسمان ساکت مات چیره می‌شود
بر دشت‌هائی با نفس آرام.

پولادهای ترک خورده ضجه‌های مهجوری سر می‌دهند
و میهن من، این عروس رمیدهٔ نادان
یکه‌ئی می‌خورد و استقبال سیلی شکننده و رهابخش را چهره در هم می‌کشد.

ادامه شعر

دنیس بروتوس

پرنده‌مان را گرفتیم و در قفس انداختیم

خوب، پرنده‌مان را گرفتیم و در قفس انداختیم
و او برایمان آواز می‌خواند
شیرین‌ترین آوازی که تا بحال شنیده‌ایم
زمان آنست اکنون، که پرنده‌مان را رها کنیم.

چکاوک یا بلبل
فراسوی لذت، ما را چه پروائی
که پرندگان همه بر خطی سرگردان پرواز می‌کنند
و موسیقی هرگز کهنه نمی‌شود.
ادامه شعر

دنیس بروتوس

در زندان

در زندان
ابرها معنی می‌یابند
همچنان که پرندگان

با پاره‌ای خرد از آسمان
بریده شده با دیوارها
جدا شده با خصومتی سرد
منگنه شده
به دست سرکرده ناانسان
فقط روح برمی‌آید
اگر که بتواند

آنجا امیدی
به دیدن ستارگان نیست
لامپ‌ها و چراغ‌های قوی
آنها را فرو می‌کُشند
ادامه شعر

دنیس بروتوس

در این دیار در این هوا

در این دیار
در این هوا
جائی که این درختان می‌روید.
آنجا که هوای پاک روان است
در پیش، در پس و در فراز
و از میان حنجره‌ات
در انحنای آغوشی گشوده
تا پای گنبدهای سفید شیری.
جویباری خنک و بلورین جاری است.
ادامه شعر

دنیس بروتوس

زعفران و ترنج و خون

زعفران و ترنج و خون
این چنین
در سپیده‌دمان پیش در آسمان نشت می‌کردند.
در کامیون ارتشی به سوی زندان رفتن
از میان میله‌ها روز جزیره را نگریستن
و چه بسیار روزها پیش از آن.
خشمی سرخ از ذهنم برون می‌تراود
چون جویباری از خون
آه، رفیقانم کی به‌خود خواهند آمد؟
ادامه شعر

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑