اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب زمستان

رضا براهنی

این چه آوازی است؟

من نمی دانم
پشت شیشه ها، زیر برگان درختان
این چه آوازی است می رانند عاشق های قایقران به سوی من؟
این چه آوازی است می خوانند به سوی من؟

و نمی دانم کنارم زیر ابر آتشین نور
کیست می خندد چو مستان در سکوت شب به سوی من؟
کیست می گرید چو مجنون در پناه عشق سوی من؟
و نمی دانم ز روی دیده ام گه رام و نآرام
کیست می رقصد به سوی این دل آرام، نا آرام؟

مغز من کوهی است، این آواز
جوشش یک جویبار سرد از ژرفای تاریکی است

ادامه شعر

خسرو گلسرخی

زخم سیاه

که ایستاده به درگاه؟
آن شال سبز را ز شانه ی خود بردار
بر گونه‌های تو آیا شیارها
زخم سیاه زمستان است؟
در ریزش مداوم این برف
هرگز ندیدمت
زخم سیاه گونه‌ی تو
از چیست؟
آن شال سبز را ز شانه خود بردار
در چشم من
همیشه زمستان است
ادامه شعر

تی جو ناکامورا

روز زمستانی

روز زمستانی
برای کبوترها دانه بخر
اصرار کودک

باران زمستان
دست و دلباز می‌شود
پمپ چاه

روی پل
سوت کشدار کشتی
مه زمستانی

مه سپید
زودتر سرد می‌شود
چای در تنهایی

در زمستان
هویج هم بزرگ می‌شود
با زخم‌هایش

اکولالیا | #تی_جو_ناکامورا

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

آدرس اکولالیا در شبکه‌های اجتماعی

تلگرام اکولالیا
اینستاگرام اکولالیا
توییتر اکولالیا