اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

نتلایج جستجو برای "محمد زرین بال" (صفحه 2 از 2)

مارگوت بیکل

عشق، عشق می‌آفریند

عشق، عشق می‌آفریند
عشق، زندگی می‌بخشد
زندگی، رنج به همراه دارد
رنج، دل‌شوره می‌آفریند؛
دل‌شوره، جرات می‌بخشد
جرات، اعتماد به همراه دارد
اعتماد، امید می‌آفریند؛
امید، زندگی می‌بخشد
زندگی، عشق می‌آفریند
عشق، عشق می‌آفریند
ادامه شعر

مارگوت بیکل

در راه جُلجُتا

در راه جُلجُتا،
در راه گانوسا،
در تمامی راهها سنگ‌هایی افتاده است؛
پاره‌سنگ‌هایی، تکه‌های تیزی، ریگی؛
برای پرتاب کردن،
یا بر آن فرو غلتیدن.
در راه جُلجُتا،
در راه گانوسا،
در تمامی راهها سنگ‌هایی افتاده است؛
که وا می‌داردمان که آهسته گام برداریم؛
بایستیم؛
به افتادگان یاری دهیم؛
ادامه شعر

مارگوت بیکل

عشق‌ هدیه‌ است‌

عشق‌، هدیه‌ است‌
جان‌دار مجسّم‌
حادث‌ می‌شود
تحمیلش‌ نمی‌توان‌ کرد.
قلب‌ را لب‌ریز می‌کند.
با عقل‌ فهمیده‌ نمی‌شود
به‌ چنگ‌ نمی‌آید
مقدّری‌ست‌ که‌ همه‌ چیز را
دگرگون‌ می‌سازد
عشق‌، هدیه‌ است‌
ادامه شعر

مارگوت بیکل

دلتنگی های آدمی را

با صدای احمد شاملو از ساندکلاود بشنوید. (نیاز به فـیلـترشـکن دارد) 👇

دلتنگی‌های آدمی را، باد ترانه‌ای می‌خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می‌گیرد
و هر دانه‌ی برفی به اشکی ناریخته می‌ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق‌های نهان
و شگفتی‌های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من
ادامه شعر

ویکتور خارا

شعر من در مدح هیچ‌کس نیست

نه برای خواندن است که می‌خوانم
نه برای عرضه‌ی صدایم.
نه!
من آن شعر را با آواز می‌خوانم
که گیتار پُر احساس من می‌سراید.
چرا که این گیتار قلبی زمینی دارد.
و پرنده‌وار، پرواز کُنان در گذر است.
و چون آب مقدس
دلاوران و شهیدان را به مهر و مهربانی تعمید می‌دهد.
پس ترانه‌ی من آنچنان که «ویولتا» می‌گفت هدفی یافته است.

آری گیتار من کارگر است
که از بهار می‌درخشد و عطر می‌پراکند.
ادامه شعر

مارگوت بیکل شاعر آلمانی در سال ۱۹۵۸ به دنیا آمد. او در زمینه‌ی الهیات و گفتگودرمانی تحصیل کرده و یکی از متخصصان آلمانی در این زمینه در دوره‌ی خود بود.مارگوت در جامعه ادبی آلمان چندان شخصیت شناخته شده‌ای نیست.
ادامه شعر

Newerposts

کپی رایت © 2021 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑