اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی گئورک امین

گئورک امین

باید از خانه بیرون می زدم

تاریک شده بود
برای تازه شدن
باید از خانه بیرون می زدم
مادرم گفت: مواظب باش
بیرون سگ کشی ست

اکولالیا | #گئورک_امین
برگردان #واهه_آرمن

گئورک امین

تمام روز در انتظار زنگ تلفن بودم

صبح تو را در فروشگاه دیدم
هلو و زردآلو سوا می‌کردی
گفتی برای یک مهمان است.
تمام روز
در انتظار زنگ تلفن بودم

اکولالیا | #گئورک_امین
برگردان #واهه_آرمن

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑