اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی اشعار راینر مالکوفسکی

راینر مالکوفسکی

اتاقی که در رویای من است

اتاقی که در رویای من است
یک میز دارد، دو صندلی
و دیگر هیچ.
روی میز اما
یک رز است
و روی صندلی‌ها
نشسته‌ایم، من و تو.
روشنی پشت شیشه‌ها
کنار می‌زند تاریکی را.
تاریکی، روشنی را کنار می‌زند.

ادامه شعر

راینر مالکوفسکی

زمانی به تو نزدیک بودم

زمانی به تو نزدیک بودم.
آرام می‌روییدم در رگ و پی‌ات.
پلک‌هایم را می‌گذاشتم
درست زیر پلک‌های تو.
چشم می‌گشودیم با هم
و می‌دیدم:
سه قدم جلوتر،
یک صندلی حصیری،
و در آن،
مردی،
که روزنامه می‌خواند.

منبع سایت خانه شاعران جهان


	


راینر مالکوفسکی

دیدن سرخوشی کسی

دیدن سرخوشی کسی
هنگام قدم‌زدن پس از بندآمدن باران.
جدیت مرد جوانی
هنگام حرف زدن از دلدارش.
قوها، درپرواز.
خواندن بی‌باکی
از مردمک چشم کسانی که
دوستشان می‌داریم.
و تاج به هر سو گسترده‌ی
تک درختی رها.
ادامه شعر

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑