اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی ریچارد براتیگان (صفحه 1 از 2)

ریچارد براتیگان

خاطرات جسی‌جیمز

به خاطر می‌آورم تمامی آن ساعاتی که
مدرسه را خیره به ساعت
در انتظار زنگ تفریح، زنگ ناهار یا زنگ رفتن می‌گذراندم.
در انتظار هر چیز جز مدرسه.
معلمانم چه راحت تاخت و تاز می‌کردنند با جسی‌جیمز
در تمام آن زمان‌هایی که از من دزدیده بودند.

اکولالیا | #ریچارد_براتیگان
ترجمه از #یگانه وصالی
ار کتاب دری لولا شده به فراموشی

ریچارد براتیگان

قلعه مرغان دریایی

هملت
با مرغی دریایی
زیر بازوانش
با اُفیلیا ازدواج کرد.
اُفیلیا هنوز خیس بود از
غرفه‌گی در آب.
او چون
گلی سپید بود
که مدتی طولانی
ادامه شعر

ریچارد براتیگان

روی همین زمین زنده

این روزها انسان ها بر روی ماه گام می‌زنند
و رد پاهایشان را مثل کدو
روی آن دنیای مرده می‌کارند.
در حالی که
روی همین زمین زنده
در سال بیش از سه میلیون نفر از گرسنگی می میرند
ادامه شعر

ریچارد براتیگان

مثل دری که به فراموشی لولا شود

مثل دری که به فراموشی لولا شود،
آرام آرام
از دیدم خارج شد،
و او زنی بود که دوستش داشتم.
اما چه بسیار شب ها که
مثل گوزنی مکانیکی در میان نوازش‌های من می‌خوابید
و من در سکوت آهنی رویاهای او
درد کشیدم
ادامه شعر

ریچارد براتیگان

تقریباً با یک سلام ساده

تقریباً با یک سلام ساده
همه چیز آغاز می‌شود
آن‌قدر گریه می‌کنی، تا خوابت ببرد
ولی هنوز حیرانی که
او کدام گوری رفته.

اکولالیا | #ریچارد_براتیگان
ترجمه از #یگانه_وصالی
ارسال کننده سالار یزدانی

ریچارد براتیگان

۹ چیز

شب است.
و شماری زیبایی
سپری شده در باد
خنده کنان همراه با
شاخه‌های درختان.
قهقهه‌ها،
رقص سایه‌ها را
با بادبادکی مُرده بازی می‌کند،
متملقان
برگ‌های فرو ریخته را هم دلبسته‌ی خود می‌کنند،
ادامه شعر

ریچارد براتیگان

کوه‌های آلپ

یک واژه
در انتظار
بهمنی می‌شود
از واژگان بیشتر،
آن‌گاه که
در انتظار
زنی هستی
ادامه شعر

ریچارد براتیگان

۳۰ سنت، ۲ بلیت، عشق

سخت تو فکر تو
سوار اتوبوس شدم،
۳۰ سنت کرایه را دادم و از راننده
۲ تا بلیت خواستم،
پیش از آن‌که یادم بیاد
تنها هستم.

اکولالیا | #ریچارد_براتیگان
ترجمه از #یگانه_وصالی
ارسال کننده سالار یزدانی

ریچارد براتیگان

گذشته هرگز باز نخواهد گشت

بند ناف را دوباره نمی‌توان بَست
تا زندگی دیگر بار در آن جریان
یابد.
اشک‌های ما هرگز کاملاً
خُشک نخواهد شد.
اولین بوسه‌ی ما اکنون روحی است،
که سرگشته در دهان‌مان می‌گردد، بدان هنگام که آن‌ها
در نسیان محو می‌شوند.
ادامه شعر

ریچارد براتیگان

عشق را بی خیال

عشق را بی خیال
دوست دارم
لابه لای موهای بلوندت
بمیرم

اکولالیا | #ریچارد_براتیگان

Olderposts

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑