اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی ریچارد براتیگان (صفحه 2 از 2)

ریچارد براتیگان

اما انتظار ارزشش را داشت

انگار
سالها طول کشید
که دسته یی بوسه
از دهانش بچینم
و در گلدانی به رنگ سپید
در قلبم
بکارم
اما
انتظار
ادامه شعر

ریچارد براتیگان

می‌خواهم ببوسمت

رک بگویم
می‌خواهم ببوسمت
چنان با محبت
که برای اولین بار
حس کنی که عشق
به سمت من
تعادلش را از دست می‌دهد
ادامه شعر

ریچارد براتیگان

همه ی دختران باید شعری داشته باشند

همه ی دختران باید
شعری داشته باشند، که برای آنان نوشته شده باشد
حتـا اگر لازم باشد برای این کار
آسمان به زمین بیاید

اکولالیا | #ریچارد_براتیگان
ترجمه از #یگانه_وصالی
ارسال کننده سالار یزدانی

ریچارد براتیگان

بترسی اگر تنها می شوی

بترسی اگر، تنها می شوی
کارهای زیادی انجام می دهی
که از وجود تو نشئت نگرفته

اکولالیا | #ریچارد_براتیگان

ریچارد براتیگان

ما از هم شرمنده ایم

ما همدیگر را می بینیم، تلاش مان را هم می کنیم،
اما چیزی رخ نمی دهد.
بعد از آن، هر وقت همدیگر را می بینیم
شرمنده ایم و روی مان را از هم بر می گردانیم.

اکولالیا | #ریچارد_براتیگان

ریچارد براتیگان

جایی که زخم های مرا می پیچد

در شیرینی اش
جایی که زخم های مرا می پیچد
گلی هست که زنبورها از عهده اش بر نمی آیند
برایشان زیادی غنی است
و می توانند بال هایشان را به سالن اپرا
و تمام عسل هایشان را
به نقشه های خسته کننده ی کالیفرنیایی
ناموجود تبدیل کند
ادامه شعر

ریچارد براتیگان

اینجا نشسته ام

اینجا نشسته ام
به عنوان یک خراب کننده ی عشق
به تو فکر می کنم
وای متاسفم. تو را ناراحت کردم
اما کار دیگری نمی توانستم بکنم
چون مجبورم آزاد باشم
ادامه شعر

Newerposts

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑