اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی اشعار سوزان پولیس شوتز (صفحه 2 از 2)

سوزان پولیس شوتز

دیگر تحمل دوری از تو را ندارم

دیگر تحمل دوری از تو را ندارم
نمی دانی که چه قدر
دلم برایت تنگ شده است
تک تک روزها را
پشت سر می گذارم
کارهایم را به انجام می رسانم
آن گاه که باید لبخند می زنم
حتی گاه قهقهه می زنم
ولی قلباً تنهای تنها هستم
ادامه شعر

سوزان پولیس شوتز

نمی خواهم تو را عوض کنم

نمی خواهم
تو را عوض کنم
خود تو
بسیار بهتر از منی می دانی
چه به صلاح توست
نمی خواهم تو نیز
مرا عوض کنی
از تو می خواهم
من را همان گونه که هستم
بپذیری و به من احترام بگذاری
این چنین
می توانیم پیوندی استوار
با ریشه در واقعیت
و نه در رویا
بنا نهیم

سوزان پولیس شوتز

دلتنگ توام

دلتنگ توام
تو آن جایی
و من اینجا
در این فکر
که تا چه حد دوستت دارم
در این فکر
که تا چه حد برایم با ارزشی
در این فکر
که تا چه حد دلتنگ توام
تو آن جایی
و من اینجا
در این فکر
که تا چه حد در اشتیاقِ
بار دیگر
در کنار تو بودنم
ادامه شعر

Newerposts

کپی رایت © 2020 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

آدرس اکولالیا در شبکه‌های اجتماعی

تلگرام اکولالیا
اینستاگرام اکولالیا
توییتر اکولالیا