اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی اشعار جان یوجل

جان یوجل

دلتنگت شده‌ام

دلتنگت شده‌ام
جدایی قلبم را نشئه می‌کند
مور مور می‌کند
آن چنان که
اشتیاق تو
روحم را نئشه می‌کند
خیلی هم با هم نبوده‌ایم
اما، تازه درمی‌یابم
حس بودنت
مدت‌هاست درونم را گرم کرده
نبودنت را
به یاد که می‌آورم
کار دیگر گذشته از تیر کشیدن دل
آرزو می‌کنم
آغازیدن صبح‌ها را با نوازش کردنت در خلاء
ادامه شعر

جان یوجل

چرا این همه جدا از شما نشسته ام

زیباترین‌هایم در جهان
مرغان دریایی
چقدر بی‌جهت از شما ترسیده‌ام
آنجا در جزیره کاشیک
فرود آیید به رویم فرود آیید
بزنید مرا بزنید
با منقارهایتان که بوی عروس های دریایی می‌دهند
آه چه بی‌جهت از شما ترسیده‌ام
ادامه شعر

جان یوجل

این هم چنان عشقی است

پشتم
می‌رود و می‌آید
نفس‌های خیس عریانت
ما نمی‌خوابیم که
زندگی هم نمی‌کنیم حتی
مسابقه می‌دهیم فقط
تا کداممان اول
مرگ را خواهد کشت؟!

اکولالیا | #جان_یوجل
ترجمه از #مجتبی_ارس

جان یوجل

عشق بی‌دلیل دوست داشتن است

عشق بی‌دلیل دوست داشتن است
بی‌سبب به کسی دل‌بستن است،
آب شدن است
به وقت نگریستن به چشمانش از درون
لرزیدن است
به وقت گرفتن دستانش با تمام وجود
حتی در آغوش نکشیدن است از شرم
ادامه شعر

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

چند ثانیه این دو سطر را بخوانید

جهت کپی کردن و ارسال اشعار به دوستانتان، در انتهای هر شعر ابزار اشتراک گذاری را قرار داده‌ایم که می‌توانید شعر مورد نظر را از طریق تلگرام، واتس‌اپ،پیامک، اینستاگرام و … ارسال کنید.

اکولالیا در شبکه‌های اجتماعی
حمایت از ما