اکولالیا | آرشیو شعر جهان

برچسب ترجمه های مهسان احمدپور

وارسان شایر

هر آن لب که تا کنونش بوسیده ای

هر آن لب که تا کنونش بوسیده ای
هر آن تن که رخت بر کنده ای ،
و بسارده ای
مشق مهیا شدنت برای من بوده است و بس
من از چشیدن طعم آنان که پیش از من آمده اند
در حافظه ی دهانت
غمگین نمی شوم‌
آنها دالانی بوده اند طویل،
دری بوده اند  نیمه گشوده
و چمدانی همچنان روی ریل مانده،
ادامه شعر

شل سیلور استاین

به دنبال آبی

زن پوست آبی داشت
مرد هم
پس مرد صورتش را پنهان کرد
همانگونه که زن
آن دو تمام زندگی شان را به دنبال آبی گشتند،
از کنار هم گذشتند
و هیچ گاه ندانستند

اکولالیا | #شل_سیلور_استاین
ترجمه از #مهسان_احمدپور

کریستوفر پویندکستر

من واهمه داشتم

اعتراف میکنم
من واهمه داشتم
نه تنها از عشق،
بلکه از عاشق او شدن
که او رازی اغواکننده بود،
و در اعماق خویش آبستن اسراری بود که بر همگان فهم ناشدنی بود
و من از ناکام ماندن به سان کسان دیگر واهمه داشتم
ادامه شعر

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

آدرس اکولالیا در شبکه‌های اجتماعی

تلگرام اکولالیا
اینستاگرام اکولالیا
توییتر اکولالیا