اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

نتلایج جستجو برای "رویا پرتوی"

سوزان پولیس شوتز

عشق دلیلِ زندگی است

عشق
برترین احساس
اشتیاقی عالم‌گیر
نیرویی بس عظیم
و شوری شگفت‌انگیز است

عشق
دوری جستن
از آزردنِ دیگری
دوری جستن
از شکلِ دل‌خواهِ خود دادن به او
دوری جستن
از تسلط بر او
و دوری جستن
از فریب دادنِ اوست

عشق
درک یک‌دیگر
شنیدن حرف یک‌دیگر
پشتیبانی از یک‌دیگر
و شاد بودن در کنار یک‌دیگر است

ادامه شعر

اندره آدی

یک سپیده دم پاریسی

نور بر چهره‌ام می‌تابد، 
و در حیرانی من سکوت چرخ می‌زند و بالا می‌گیرد. 
بیدار ساخته ام پاریس را به ضربه‌ای، 
و بر سرم پرتو می‌افشاند صبحدم.

فاتحی هوشیارم من
چشم‌براه‌ خورشید تا بشکوفد طلایی‌رنگ.
و در شکوه سپیده‌دم
ایستاده‌ام تنها در هاله‌ای غرورآگین.

پای‌کار خورشیدم من
آنکه بیدارباش و سورگردان نیم شبان را خادم است
ناقوس‌های باستانی کلیسا، به طنین در می‌آیند.
من یک کشیشم- یک کافرکیش- کشیشی کافرکیش.

ادامه شعر

ویلیام باتلر ییتس

چه کسی خواب دید

چه کسی خواب دید
زیبایی مثل یک رویا می گذرد؟
برای این لبان سرخ، با تمام غرور ماتم زده شان
آن چنان غمگین
که ممکن نیست هیچ شگفتیِ جدیدی روی دهد.
تروی
در یک پرتوی برافروخته ی آیینِ مرده سوزان از میان رفت،
و فرزندان یوسنا مردند.
ما و دنیای طاقت فرسا در حال عبوریم
در میان روح آدمیان
که سست می شود و جایش را به دیگری می دهد
مثل آب های رنگ باخته در جریان تند زمستانی شان
در زیر ستاره های در حال گذر دریای آسمان
در این چهره ی تنها زندگی می کند.
ادامه شعر

کپی رایت © 2022 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑