اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

دسته بندی اشعار شعر (صفحه 176 از 202)

رسول یونان

در محله های فقیرنشین

نان
آب
پنجره های رو به آفتاب
و گاهی
جشن عروسی
خدا
چه تعریف ساده ای دارد
در محله های فقیرنشین

اکولالیا | #رسول_یونان

گروس عبدالملکیان

تیر هوایی بی خطر

تیرهوایی بی خطر
تو
آسمان را کشتی !
روز به سختی از زیر در
از سوراخ کلیدها به درون آمد
اگر دست من بود
به خورشید مرخصی می دادم
به شب اضافه کار !
سیگاری روشن می کردم و
با دود
از هواکش کافه بیرون می رفتم.

اکولالیا | #گروس_عبدالملکیان

هوشنگ ابتهاج

در کوچه سار شب

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشــت پـر مـلال مـا پـرنـده پـر نمی زند

یـکی زشـب گرفتگــان چـراغ بـر نمی کند
کسی به کوچه سـار شـب در سحر نمی زند

نـشسته ام در انـتظار این غـبـار بی سـوار
دریغ کـز شـبی چنین سـپیده سـر نمی زند

دل خـراب من دگـر خـراب تـر نمی شود
که خنجر غمت از این خـراب تر نمی زند

گذر گهی ست پر ستم که اندرو به غیر غم
یـکی صلای آشــنـا بـه رهگـذر نـمی زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
بـرو کـه هـیچ کـس نـدا به گـوش کـر نمی زند

نـه سـایه دارم و نـه بـر، بیفکننـدم و سـزاست
اگـر نـه بـر درخــت تـر کـسی تـبـر نمی زند

اکولالیا | #هوشنگ_ابتهاج

مهدی اخوان ثالث

شعر زمستان

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفی کاینست، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من ای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است….آی…..
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای
منم من میهمان هر شبت، لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپا خورده ی رنجور
منم دشنام پست آفرینش، نغمه ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بی رنگ بی رنگم
بیا بگشای در، بگشای دلتنگم
ادامه شعر

سید مهدی موسوی

جبر می‌کرد تا پیاده شوم

جبر می‌کرد تا پیاده شوم
توی یک ایستگاه نامعلوم
ترس دارم از این شب مشکوک
مثل بچه از امتحان علوم

ترس دارد به خواب می‌چسبد
تا به فردای پوچ شک بکند
شاید آن چشم‌های بی‌روشن!
به شب لعنتی کمک بکند

موشی از پشت تخت می‌گذرد
در تنم گریه‌ای‌ست جرواجر
موس بر روی میز می‌لغزد
عکس خورشید توی کامپیوتر

امتحان از تو دادن و کردن
بر لبم مزه‌ی شکست و عرق
بر کتابی که نیست خم شده‌ام
توی تاریکی شب مطلق
ادامه شعر

گروس عبدالملکیان

صدای پای توست

صدای قلب نیست
صدای پای توست
که شب ها در سینه ام می دوی
کافی ست کمی خسته شوی
کافی ست بایستی

اکولالیا | #گروس_عبدالملکیان

شل سیلور استاین

این‌ روزا زیاد برف‌ نمیاد؟

این‌ روزا زیاد برف‌ نمیاد؟
شیب‌ پلّه‌ها بیش‌تر نشده‌؟
شهرا خیلی‌ عوض‌ شدن‌
جوونا بی‌خیالن‌
روزنامه‌ها دم‌ به‌ دم‌ آب‌ می‌رن‌
رفقام‌ آروم‌ حرف‌ می‌زنن‌،
اون‌قدر آروم‌ که‌ نمی‌شنفم‌ چی‌ می‌گن‌
جکا مث‌ قدیم‌ خنده‌دار نیستن‌
دخترا نصف‌ سابق‌ خوشگلن‌
امروز تو پارک‌ یه‌ مرد بهم‌ گفت‌:
«پدربزرگ‌»
دلواپس‌ شهرت‌ نیستم‌
دخترا رُ هنوز تو لباسای‌ ساده‌ی‌ قدیمی‌ می‌بینم‌
عاشق‌ نوازشم‌
خیلی‌ طول‌ می‌دم‌ تا از پلّه‌ بالا برم‌
دیگه‌ چوب‌خطم‌ پر شده‌
ساختمونایی‌ که‌ درست‌ شدنشون‌ دیدم‌
دارن‌ خراب‌ می‌کنن‌

اکولالیا | #شل_سیلور_استاین

اورهان ولی

هنوز در قید حیاتی؟

وقتی داشتیم دُم بادبادکی را می چسباندیم
که با هم درستش کرده بودیم
تپش قلب کوچکت را می دیدم
حتا از فکرم هم نمی گذشت
که احساساتم را به تو بگویم
آیا هنوز در قید حیاتی؟

اکولالیا | #اورهان_ولی
از کتاب رنگ قایق ها مال شما
ترجمه از #شهرام_شیدایی

فدریکو گارسیا لورکا

دوست‌ داشتن‌ِ تو دشوار است‌

دوست‌ داشتن‌ تو دشوار است‌،
آن‌ْچنان‌ که‌ من‌ دوست‌ می‌دارم‌.
که‌ هوایم‌ از عشق‌ توام‌ رنج‌ می‌دهد،
دل‌ُ کلاهم‌ نیز!
پس‌ این‌ نوار مرا که‌ می‌خرد از من‌؟
و این‌ دلتنگی‌ پنبه‌یی‌ سپید را،
تا از آن‌ دست‌مالی‌ ببافد؟
دریغا!
دشوار است‌ دوست‌ داشتن‌ تو
آنچنان‌ که‌ من‌ دوست‌ می‌دارم‌

اکولالیا | #فدریکا_گارسیا_لورکا

رسول یونان

کنار دریا عاشق باشی

کنار دریا
عاشق باشی
عاشق تر می شوی
و اگر دیوانه
دیوانه تر
این خاصیت دریاست
به همه چیز
وسعتی از جنون می بخشد
شاعران
از شهرهای ساحلی
جان سالم به در نمی برند

اکولالیا | #رسول_یونان

Olderposts Newerposts

کپی رایت © 2026 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

×