اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی اشعار تی. اس. الیوت

تی. اس. الیوت

تدفین مردگان

آوریل بی‌رحم‌ترین ماه است
یاس‌ها را از خاک مُرده می‌رویاند
خاطره و اشتیاق را به هم می‌آمیزد
با باران بهاری ریشه‌های خوا برفته را بیدار می‌کند.
ما را گرم نگه داشت زمستان
با برف فراموشی زمین را پوشاند
با ریشه‌های خشک کمی زندگی داد.
غافل‌گیرمان کرد تابستان
با رگباری از جانب اِستارنبرگرسی
میان ستون‌ها پناه گرفتیم و بعد به آفتاب رفتیم،
به هوفگارتن، قهوه نوشیدیم و ساعتی گپ زدیم.
-روس، من، اصلاًَ، اهل لیتوانی، آلمانی اصیل-
و ما وقتی بچه بودیم نزد اشرف والا، پسرعمویم می‌ماندیم،
او مرا به سورتمه سواری برد و من خیلی ترسیدم
گفت: ماری، ماری، محکم بگیر. و سرازیر شدیم.
در کوهستان انسان احساس آزادی می‌کند.
تا نهایت شب می‌خوانم و زمستان به جنوب می‌روم.

ادامه شعر

تی. اس. الیوت

پرلودها

پرلودنخست (پیش درآمد نخست)

شامگاه زمستان فرو می‌نشیند
با بوی استیک در گذرگاه‌ها
ساعت شش
ته مانده‌ی روزهای سوخته‌ی دود گرفته
اینک رگباری توفان زا –
خُرده برگ‌های آلوده‌ی خشک
و روزنامه‌های باطله را
به دور پاهایت می‌پیچاند
رگبار به سایه‌بان‌های شکسته
و کلاهک دودکش‌ها می‌کوبد.

ادامه شعر

کپی رایت © 2019 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑