اکولالیا | آرشیو شعر جهان

دسته بندی شاعران ایرانی (صفحه 1 از 58)

عباس کیارستمی

باد پاییزی

در اولین باد پائیزی
برگ کوچکی به اطاقم آمد
که نمی‌شناختم.

اکولالیا | #عباس_کیارستمی
ارسال کننده سالار یزدانی

عباس کیارستمی

به سکوت خو می گرفت

به سکوت خو می گرفت
و آن قدر بی حضور شده بود که همه فراموشش کرده بودند.
انگار به دنیا آمده بود که تنها باشد.

اکولالیا | #عباس_کیارستمی

عباس کیارستمی

گل های آفتابگردان

گل های آفتابگردان
سرافکنده نجوا می‌کنند
در پنجمین روز ابری

اکولالیا | #عباس_کیارستمی

آخرین عقاب

گرداگردت را رویا فراگرفته است
از موهایت
ابرها عبور می کنند
و بارانها می بارند !
شانه های برفی ات
در مه فرو رفته است
و سکوتی وهم انگیز
سرتاسر این حوالی را
در بر گرفته است
ادامه شعر

من کجا خود را از تو حفظ کنم

هر چه می‌نگرم از تو خیزد
آن موج احساسی که از درون غرقه کرد مرا
من ساحل بی‌حفاظ
تو اقیانوس بی‌رحم
احساس که بلرزد سونامی
خواهد شد
و من کجا خود را از تو حفظ کنم وقتی پیوسته‌ام به تو
تا آن حد که نامم را از من می‌گیرند
اگر تو نباشی

اکولالیا | #الهام_ملک_محمدی

ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ

ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ
کسی را ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ،
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﻟﻌﻨﺘﯽ
ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﺴﺘگی ام ﺑﮕﺸﺎﯾﺪ ؛
ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻧﭙﺮﺳﺪ
ﻓﻘﻂ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﺑﻌﺪ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺑﻤﯿﺮﻡ
ﺗﺎ ﻧﺒﯿﻨﻢ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭا
ادامه شعر

عباس کیارستمی

در قید این آزادی

از قرار آزادم
آزادِ آزاد
تا کی در قید این آزادی
خواهم ماند؟

اکولالیا | #عباس_کیارستمی

عباس کیارستمی

از تلخی روز

از تلخی روز
هیچ نشاطی نیست
در رویاهای شبانه‌ام

اکولالیا | #عباس_کیارستمی

عباس کیارستمی

لحظه‌ای پس از طلوع

خورشید
پرچید
بساط شبنم را
لحظه‌ای پس از طلوع

اکولالیا | #عباس_کیارستمی

واهه آرمن

آن روزها

آن روزها
مادر
در یک تشت پرآب
با کمی صابون و
چند تکه لباس
خورشید را می شست
آن روزها
همه ی لباسهای من
بوی آفتاب می داد

اکولالیا | #واهه_آرمن

Olderposts

کپی رایت © 2018 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑