اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

دسته بندی اشعار نیکانور پارا

نیکانور پارا

زمزمه در خویش

من یک موجود تنهام 
اول توی غار بودم 
(اونجا چند تا نقاشی کشیدم) 
بعد یه جای بهتر جوریدم 
من یک موجود تنهام 
اول برای خوردن دنبال ماهی‌ها می‌گشتم 
دنبال پرنده‌ها 
دنبال هیزم 
(حالا چیزهای دیگه) 
دنبال هیزم تا آتیش بسازم 
هیزم، هیزم، کجا میشه هیزم جورید؟ 
من برای آتیشم هیزم جوریدم 
من یک موجود تنهام 
همون وقت‌ها از خودم پرسیدم 
“من یه موجود تنهام؟” 
دم یه کوه و 
کوه گفت 
من یه موجود تنهام. 

ادامه شعر

نیکانور پارا

نامه هایی به یک خانم غریبه

نامه‌هایی به یک  خانم غریبه 
وقتی سال‌ها بگذرند، 
سال‌ها وقتی بگذرند 
و از من تا تو 
یک گودال عمیق 
فاصله باشد 
وقتی سال‌ها بگذرند 
و فقط یک مرد باشد 
که عاشقت  بوده ست 
فقط یکی که یکی لحظه 
چشم در چشم ِ لبت بوده ست 
یک مرد کم-چیز خسته 
از قدم زدن‌ها در باغ‌ها 
تو چه چیز تو چه چیز خواهی بود؟ 
آه، دخترک بوسه‌های من خواهی بود! 

کپی رایت © 2021 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑