اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

دسته بندی اشعار شعر (صفحه 131 از 202)

برتولت برشت

کسی که دوستش دارم

کسی که
دوستش دارم
به من گفته است
که به من محتاج است

به همین خاطر هم
من مواظب خودم هستم
و چشمانم باز است
در راهی که می‌روم
ادامه شعر

ویلیام باتلر ییتس

شراب از کام تو می‌ریزد

شراب از کام تو می‌ریزد
و عشق از چشم رخنه می‌کند
هر آن‌چه باید باور کنیم همین است
پیش از آن‌که پیر شویم و جان دهیم
پیکم را بلند می‌کنم
به تو می‌نگرم
و آهی می‌کشم
ادامه شعر

کریستینا روزتی

همچون رودخانه ها به جستجوی دریا

همچون رودخانه ها به جستجوی دریا
حتی ژرف تر از آنها
جان من به جستجوی توست
در آن دورها
آنجا که رودها
بر بستر تنهایی خویش میگریند
من نیز ناله میکنم
همچون گلسرخی زیبا
که هستی خود را
بر قدرت شیرین خورشید می گشاید
من نیز تمام قلبم را
برای تو باز میکنم
ادامه شعر

پابلو نرودا

دوستت دارم / پابلو نرودا

دوستت دارم
تو را به عنوان چیزهای تاریکی که باید دوست داشت دوست دارم
در خفا، بین سایه و روح.
دوستت دارم
به عنوان گیاهی که هرگز نمی شکوفد
اما
نور گلها را در خود پنهان کرده است
ممنونم بابت رایحه ای که در من پنهان است
که از عشق است
که از زمین بلند می شود.
ادامه شعر

نزار قبانی

دوباره باران گرفت

دوباره باران گرفت
باران معشوقه‌ی من است
به پیش بازش در مهتابی می‌ایستم
می‌گذارم صورتم را و
لباسهایم را بشوید
اسفنج وار
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی‌های شاد!
باران یعنی قرارهای خیس
باران یعنی تو برمی‌گردی
شعر بر می‌گردد
پاییز به معنی رسیدن دست‌های تابستانی توست.
پاییز یعنی مو و لبان تو
دست‌کش‌ها و بارانی تو
و عطر هندی‌ات که صد پاره‌ام می‌کند.
ادامه شعر

ناظم حکمت

روشنایی

من اگر نسوزم
تو اگر نسوزی
ما اگر نسوزیم
چگونه
تیره‌گی‌ها
به روشنایی
راه خواهد جست؟
ادامه شعر

سهراب سپهری

رنگی کنار شب بی حرف مرده است

رنگی کنار شب
بی حرف مرده است
مرغی سیاه آمده از راه های دور
می خواند از بلندی بام شب شکست
سرمست فتح آمده از راه
این مرغ غم پرست
در این
شکست رنگ
از هم گسسته رشته ی هر آهنگ
تنها صدای مرغک بی باک
گوش سکوت ساده می آراید
با گوشوار پژواک
مرغ سیاه آمده از راههای دور
بنشسته روی بام بلند شب شکست
چون سنگ ‚ بی تکان
لغزانده چشم را
بر شکل های در هم پندارش
ادامه شعر

کریستینا روزتی

محبوبم سوی من آمده است

قلب من چون پرنده نغمه خوانی است
که آشیان در نیلوفر آبی دارد

قلب من چون درخت سیبی است
که در زیر بار میوه های پر آب ، شاخسار خم کرده است

قلب من چون صدف رنگین کمانی است
که بر دریای آرام پیش می راند

قلب من شادتر از تمام این هاست
چون محبوبم سوی من آمده است

سریری از ابریشم و پرنیان بر پا کنید
آن را به ساتن های زیبا و ارغوانی بیارائید
در بطن کبوترها و انارستان
و در کنار طاووس های صد چشم جایش دهید
در میان دانه های انگور طلایی و نقره ای
و در برگ ها و زنبق های سیم گون تندیس او بیافرینید
ادامه شعر

ارنستو ساباتو

عادت / ارنستو ساباتو

آدم ها هرگز کسانى را که دوست دارند
فراموش نمى کنند
فقط عادت مى کنند
که دیگر کنارشان نباشند

ادامه شعر

ارنستو ساباتو

البته که دوستت دارم احمق جان

البته که دوستت دارم احمق جان
ولی آزارت می دهم
دلیلش هم صاف و ساده این است که دوستت دارم
این را می فهمی ؟
آدم کسانی را که به آنها بی تفاوت است آزار نمی دهد

ادامه شعر
Olderposts Newerposts

کپی رایت © 2026 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

×