اجاق جنگل کاغذی
جنگل گرسنه
زود خاموشی میگزیند.
اجاق دل، بی اعتنا میسوزد
واژه ها با زبانههای شعله
چهره مبدل عشق را برنمیافروزند.
خون کلمات من از چنگال کاغذهای گرسنه جاری میشود.
سکوت را میآزمایم
خاموشی را
بی خیالی را
خزههای تو، ستونهای شعرهای مرا میپوشانند.
واژه ای که صدایم را
از گزند تو و من برهاند
پیدا نمیکنم.
ادامه شعر