اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

دسته بندی اشعار رافائل آلبرتی

رافائل آلبرتی

در سینه‌ام

در سینه‌ام
دالان‌های فراخ باز شود
و تمام دریاها را در خود فرو برَد

پنجره‌های عریض
تمام خیابان‌ها را چراغان کنند

بام‌ها
باروها را برهم نشانند

شهرهای پَرت
از نو جان گیرند
قطارها زن و شوهرها را بردارند و
راهی شوند

ادامه شعر

رافائل آلبرتی

کبوتر اشتباه کرده است

کبوتر اشتباه کرده است
چه اشتباهی
سوی شمال رفت، به جنوب رسید
فکر کرد گندم، آب است
چه اشتباهی
فکر کرد دریا، آسمان است
و شب، بامداد
چه اشتباهی
ستاره‌ها، قطره‌های شبنم
و گرما، برف
چه اشتباهی
ادامه شعر

رافائل آلبرتی

کبوتر اشتباه کرده است

کبوتر اشتباه کرده است
چه اشتباهی
سوی شمال رفت، به جنوب رسید
فکر کرد گندم، آب است
چه اشتباهی
فکر کرد دریا، آسمان است
و شب، بامداد
چه اشتباهی
ستاره ها، قطره های شبنم
و گرما، برف
چه اشتباهی
که دامن ات، پیراهنش بود
و دل ات، لانه اش
چه اشتباهی
او بر ساحل خوابید
تو بر بالای شاخه ای

اکولالیا | #رافائل_آلبرتی

کپی رایت © 2021 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑