اکولالیا | آرشیو شعر جهان

نتلایج جستجو برای "رضا رضوانی بروجنی"

لنگستون هیوز

دورگه

آقام یه سفید پوس بودش 
و ننم یه کاکا سیا. 
اگه یه روزی آقا مو نفرینش کردم، 
(حالا) نفرینمو پس می‌گیرم. 
اگه یه روزی‌ام ننه مو عاقش کردم 
و خواستم که بره به درک ، 
از اون خواسته‌ی پلیدم پشیمونم 
و حالا می‌خوام که عاقبت به خیر بشه… 
آقام، تو یه خونه ی گنده ،کلنگشو به زمین زد 
و ننم تو یه آلونک، ریق رحمتو سر کشید. 
موندم، من که نه سیفیدم نه سیا ، 
کجا کپه‌ی مرگمو می‌گذارم . 

ادوین آرلینگتون رابینسون

هر وقت که ریچارد کری در شهر قدم می زد

هر وقت که ریچارد کری در شهر قدم می زد،
ماها ، در پیاده رو، وراندازش می کردیم :

از فرق سر تا نوک پا،آقا منش می مانست؛
سخت آراسته، وشاهانه باریک اندام
و بینهایت، پیراسته بود.
همیشه ،محترمانه سخن می گفت؛
آنگهی که، صبح به خیر می گفت،
(کلامش)ضرب آهنگ داشت.

گام (هم )که بر می داشت،پر تلألؤ می نمود.
متمول بود،آری ثروتمند تر از هر پادشاهی،
و تعلمی ستودنی در هر مرتبتی داشت.
خلاصه،تصور می کردیم، او همه چیز تمام است!
و این سبب شده بود،آرزو کنیم؛ کاش جایش می بودیم!
چون(مثل اسب)کار می کردیم،
ادامه شعر

کپی رایت © 2020 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

آدرس اکولالیا در شبکه‌های اجتماعی

تلگرام اکولالیا
اینستاگرام اکولالیا
توییتر اکولالیا