هان تا ابد به چشم دل می‌توانم ببینم:
اختران، در لاجوردی بی کران سپهر پیدا و نا پیدا می شوند،
مردمان ناخرسند رنگ رخ باخته در جامه های رنگین شق و رقشان،
با همه ی رخساره های چروکیده‌ی شان که چونان خرسنگ‌های باران خورده است،
و دیدگان همگی شان وامانده و به امید دوباره پیدا کردن چیزی‌اند.
گیتی،سوگند به غوغای جولجوتای ناخرسند…
این آیین رمزین مهارناشدنیی است، بر زمین ددمنش.

our telegram
تلگرام اکولالیا

اشعار منتخبِ روزانه را در کانال ما بخوانید

۱-طبق متن انجیل متا، زرتشتیان از مشرق زمین تولد عیسی را تشخیص داده و از پی آن به اورشلیم رفتند. در انجیل متا چنین آمده‌است: ... پس از تولّد او مجوسانی(the magi) از مشرق زمین به اورشلیم آمده پرسیدند: «کجاست آن نوزاد که پادشاه یهود است؟ ما طلوع ستاره ی او را دیده و برای پرستش او آمده‌ایم.»

۲-کلواری یا به ارمنی گلگتا به عربی جلجتا:
نام تپه ای است که مسیح را بدا ر آویختند.