اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

نویسنده: ادمین (صفحه 187 از 188)

شهریار

دلم به حال گل و سرو و لاله می‌سوزد

دلم به حال گل و سرو و لاله می‌سوزد
ز بسکه باغ طبیعت پرآفتست ای دوست

مگر تاسفی از رفتگان نخواهی داشت
بیا که صحبت یاران غنیمتست ای دوست

عزیز دار محبت که خارزار جهان
گرش گلی است همانا محبتست ای دوست

به کام دشمن دون دست دوستان بستن
به دوستی که نه شرط مروتست ای دوست

فلک همیشه به کام یکی نمیگردد
که آسیای طبیعت به نوبتست ای دوست

اکولالیا | شهریار

شهریار

منم که شعر و تغزل پناهگاه من است

منم که شعر و تغزل پناهگاه من است
چنانکه قول و غزل نیز در پناه من است

صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست
که این وظیفه محول به اشک و آه من است

صلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیر
چه روزها که سپید از شب سیاه من است

به عالمی که در او دشمنی به جان بخرند
عجب مدار اگر عاشقی گناه من است

اگر نمانده کس از دوستان من بر جا
وفای عهد مرا دشمنان گواه من است

اکولالیا | شهریار

ناظم حکمت

دنیای ممنوعه

من در دنیای ممنوع زندگی می‌کنم
بوئیدن گونه دلبندم
ممنوع
ناهار با فرزندان سر یک سفره
ممنوع
همکلامی با مادر و برادر
بی‌نگهبان و دیواره سیمی
ممنوع
بستن نامه‌ای که نوشته‌ای
یا نامه سربسته تحویل گرفتن
ادامه شعر

بابک زمانی

کتابی که با دستان خود نوشته ام

کتابی که با دستان خود
نوشته ام را برایم نخوان
من بارها خواسته ام
تو را لای یکی از این صفحات پنهان کنم
من بارها خواسته ام در یکی از فصل های کتاب
اسلحه را بردارم
و تمام مردان داستان را بکُشم
بیایم و دستانت را بگیرم
و با تو فرار کنم
تا در جنگلی زندگی کنیم و
دیگر نویسنده نباشم
من بارها خواسته ام
که نروی،که نمیری، که بمانی…
اما به من بگو
با قطاری که در آخرین صفحات کتاب
با انتظارت ایستاده است چه کنم؟

اکولالیا | #بابک_زمانی
مجموعه شعر اجسام

ناظم حکمت

در تو ناممکنی ها را دوست می دارم

من، در تو، ماجرای به قطب رفتن یک کشتی را
من، در تو، کشف تقدیر قمارباز را
در تو، فاصله ها را
من، در تو ناممکنی ها را دوست می دارم
غوطه ور شدن در چشمانت
چون جنگلی غوطه‌ ور در نور
و خیس از عرق و خون، گرسنه و خشمگین
با اشتهای صیادی، گوشت تنت را به دندان کشیدن
من، در تو، ناممکنی ها را دوست می دارم
اما، ناامیدی ها را
هرگز

اکولالیا | #ناظم_حکمت
ترجمه از #یاشار_یاغیش

کوچوک اسکندر

روز اول که نامم را بر زبان راندی

روز اول که نامم را بر زبان راندی
آن شب
از گوشهایم خون جاری شد
با عجله از خانه بیرون زدم
و ساعتها در پی تو گشتم
اگر پیدایت می کردم
به تو شلیک می کردم
و پس از مرگت لبهایت را می بوسیدم
و برای اینکه میکروب به تو سرایت نکند
تنتروید به دهانم میمالیدم
و تمام داروخانه های شهر به من میخندیدند
خدا لعنتم کند
ادامه شعر

فاضل نظری

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکَن آینه اینقدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟

بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن، روح تو دریایی نیست

آه در آینه، تنها کِدرت خواهد کرد
آه دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

اکولالیا | فاضل نظری

جامعه

خشونت نمادین در نظریه کنش

خشونت نمادین حاصل موافقت میان ساختارهای تشکیل دهندۀ عادت وارۀ تحت سلطه ها با ساختار رابطۀ سلطه ای‌ست که به این (تحت سلطه) ها اعمال می شود: تحت سلطه سلطه گر را از طریق مقولاتی مشاهده و درک می کند که رابطۀ سلطه آنها را تولید کرده است، و، به همین دلیل هم، (مقولات مذکور) با منافع سلطه گر منطبق اند.
ادامه شعر

کتاب

مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی

پرسش هایی که بر اساس آنها ماکس وبر توانسته است سهم خویش را در جامعه شناسی دین، سیاست و جامعۀ کنونی ادا کند قبل از هر چیز پرسش هایی هستی نگرانه اند. این پرسش ها به هستی ما در قبال زندگی مدنی و حقیقت دینی و مابعد الطبیعی مربوط می باشند. ماکس وبر خواسته است بداند قواعدی را که مرد عمل از آنها تبعیت می کند و قوانین حیات سیاسی کدامند و انسان برای هستی خویش در این جهان چه معنایی می تواند پیدا کند.
ادامه شعر

برتولت برشت

آنچه را که دل می بندی

آنچه را که دل می بندی
پُر جدی نگیر.
گفته است که بی تو قادر به زندگی نخواهد بود
حساب این را هم بکن
که اگر روزی او را دوباره دیدی
اصلاً تو را خواهد شناخت؟
پس در حق من لطفی کن
و زیادی دوست ام نداشته باش.
از آخرین باری که دوست داشته شده ام
در گذر زمان
آنچه نصیب ام نشد
ذره ای دوستی بود

Olderposts Newerposts

کپی رایت © 2026 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

×