اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

نویسنده: ادمین (صفحه 46 از 188)

خسرو گلسرخی

سرودهای خفته

۱
در رودهای جدایی
ایمان سبز ماست که جاری است
او می‌رود در دل مرداب‌های شهر
در راه آفتاب
خم می‌کند بلندی هر سرو سرافراز

۲
از خون من بیا بپوش ردایی
من غرق می‌شوم
در برودت دعوت
ای سرزمین من
ای خوب جاودانه‌ی برهنه
قلبت کجای زمین است
که بادهای همهمه را
اینک صدا زنم
س در حجره‌های ساکت تپیدن آن؟

ادامه شعر

مارینا تسوتایوا

دوباره، همان درد عمیق

آسمان خراش‌ها و آسمان زیرین
زمین را تنگ خاکستر گرفته است.
همان پریشانی گیج آور
بر جا مانده است در پاریس پهناور و شادمان

شامگاهان خیابان‌ها پر زرق و برقند،
واپسین درخشش خورشید فرو می‌نشیند.
و همه جا زوج‌هایی هستند،
با لبانی لرزان و چشمانی بی‌پروا.

اکنون تنهایم، خوب است بیاساید
سر کسی رویاروی شاه‌بلوطی.
درست همچنان که در مسکو، اینجا، سینه
همراه منظومه‌ی رُستاند فریاد می‌شکد.

ادامه شعر

فدریکو گارسیا لورکا

زخم و مرگ

در ساعت پنج عصر.
درست ساعت پنج عصر بود.
پسری پارچه ی سفید را آورد
در ساعت پنج عصر
سبدی آهک، از پیش آماده
در ساعت پنج عصر
باقی همه مرگ بود و تنها مرگ
در ساعت پنج عصر
باد با خود برد تکه های پنبه را هر سوی
در ساعت پنج عصر
و زنگار، بذر نیکل و بذر بلور افشاند
در ساعت پنج عصر.
اینک ستیز یوز و کبوتر
در ساعت پنج عصر.
رانی با شاخی مصیبت بار
در ساعت پنج عصر.
ناقوس های دود و زرنیخ
در ساعت پنج عصر.
کرنای سوگ و نوحه را آغاز کردند
در ساعت پنج عصر.

ادامه شعر

مارتینوس نایهوف

تنها

چشمان شب، به پنجره خیره شده است.
آن پایین، در خیابان اسب‌ها چهارنعل می‌تازند.
از اشیاء، دیگر چیزی بیش از یک نام باقی نمانده است.
و من دیگر چیزی فراتر از چهره‌ای اندوهگین نیستم.

مهتاب آواز می‌خواند، خون من بیدار است تا برقصد،
و آن‌هنگام که می‌رقصم، سایه‌ام نیز با من می‌رقصد،
سایه، سایه‌ی من، تنها همدم من،
ما می‌رقصیم ـ  ببین! من چیزی بیش از تو نیستم.

من آدمی خاموشم که خدا با او بازی می‌کند،
آنچنان که زندگی را به شکل جنون می‌بینم،
اما گاه‌گاهی همه چیز پاک و خوب است.

ادامه شعر

ناظم حکمت

میهنم را دوست دارم

بر درختانِ چناراش تاب خوردم ،
در زندان‌هایش خوابیدم
هیچ چیز نمی‌تواند احساسِ فلاکت و نکبت مرا بکاهد
جز ترانه‌ها و توتونِ مملکت‌ام

میهنم :
شیخ بدرالدین ،سینان،یونس امره و ذکریا،
گنبدهای سُربی و دودکش کارخانه‌هایش ،
جایی که من خویشتنِ خود را
حتا از خود پنهان می‌ساختم.
خنده‌ی مردم ، زیرِ سبیل‌های آویخته ،
دست آوردِ خلق ماست .

ادامه شعر

ترانه‌ها

قهرمان طبقه کارگر / Working Class Hero

ترجمه ترانه Working Class Hero

	

همینکه به دنیا آمدی با محروم کردنت از تموم فرصت‌ها
کاری می‌کنند که احساس حقارت کنی
دردت را چنان بزرگ می‌کنند که دیگر نتونی چیزی را
احساس کنی.

باید قهرمان طبقه کارگر بود
این اون چیزیه که باید شد

تو خونه آزارت می‌دهند
و تو مدرسه میفتن به جونت
اگه باهوش و تیز باشی ازت متنفر می‌شن
از احمق‌ها هم که بدشون میاد
و تو تا به تمامی خُل مزاج نشی
نمی‌تونی از قواعدشون پیروی کنی.

ادامه شعر

فریدریش نیچه

بر یخ‌زار

به نیم روز،
هنگامی که تابستان از کوه‌ها بالا می‌رود
کودک با چشمان خسته و ملتهب؛
لب وا می‌کند به سخن،
ما امّا تنها سخن گفتن او را می‌بینیم.

نفس‌اش چون بیماری به شمار می‌افتد
به شمار می‌افتد
در شبِ تب.
کوهسار یخ‌زده، صنوبر و چشمه
نیز پاسخ‌اش را می‌دهند،
ما امّا پاسخ‌شان را می‌بینیم.

ادامه شعر

مارتینوس نایهوف

هر انسانی یک باغبان است

گل‌ها در بستر تاریک خاک روییده‌اند،
چون تکه‌های چینی شکسته.
خدا ما را به دنیا آورده است
نه، زندگی نمی‌تواند بمیرد.
هر انسانی یک باغبان است،
هر انسانی یک گورکن است،
و ما اینجا آرام و ژرف
گودالی می‌کنیم برای جسدمان.
اما زندگی بیش از حد سخت و محکم است
که بتوان گوری کند،

ادامه شعر

اریش فرید

وقتی که آزادی این‌جا نیست

وقتی که آزادی این‌جا نیست
تو آزادی هستی
وقتی که شکوهی این‌جا نیست
تو شکوهی
و آن‌گاه که این‌جا شوری نیست
نه پیوندی میانِ مردم
تو پیوندی تو گرمایی:
جان یک جهان بی‌جان.

لبان‌ات و زبان‌ات
پرسش است و پاسخ است
در بازوان‌ات در آغوش‌ات
آشتی شعله می‌کشد
و هر هجرتِ نا‌گهان تو
گامی به سوی بازگشت است.

ادامه شعر

رضا براهنی

در مدار شب

پرنده بدرقه شد
چه روز شوم فجیعی!
تمام جاده ی ظلمت نصیب من گردید
به خانه باز نگشتم که خانه ویران بود

دو تا شقیقه، در آنجا
دو تا شقیقه، دو تا جلاد روح من بودند
دو تا شقیقه، چو طرارها و تردستان
دو جبهه، جبهه ی خونین، فراز پیشانی
گشاده بودند 
دو جبهه، جبهه ی جلادهای تاریکی
دو تا شقیقه، دو فولاد سرخ تاریخی –
به خانه باز نگشتم که خانه ویران بود
و چشم را به تماشای گریه ها بردم

ادامه شعر
Olderposts Newerposts

کپی رایت © 2026 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

×