اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

دسته بندی اشعار اریش فرید (صفحه 1 از 2)

اریش فرید

من از یاد می‌برم

من از یاد می‌برم
آن‌چه ‌را که یاد گرفته‌ام
در مدرسه
آینده
تقسیم بر ترس
حاصل‌اش فراموشی‌ست
زندگی
تقسیم بر ترس
حاصل‌اش جنون است
فراموشی
تقسیم بر جنون
حاصل‌اش جنگ است
من هنوز می‌دانم
که حاصل‌ ضرب ترس و جنون
زندگی‌ست
این را هم می‌دانم
که حاصل‌ ضرب ترس و فراموشی
آینده‌ست
من اما نمی‌فهمم
که این چه آینده‌ای‌ست؟

ادامه شعر

اریش فرید

چشم‌های تو

در ابتدا
عاشق درخشندگی چشم‌های تو شدم
عاشق لبخند تو
عاشق شور و شعف تو در زندگی
حالا
اشک‌های تو را نیز دوست دارم
ترس تو از زندگی
هراس نهفته در چشم‌هایت در رویارویی با زندگی را
دوست‌ دارم
اما در مواجهه با ترس
به تو کمک خواهم کرد
چرا که هنوز
شور زندگانی‌ام در تلالو چشم‌های توست.

اریش فرید

حرف‌ و سکوت

حرف‌های بزرگ من 
از من محافظت نخواهد کرد 
در برابر مرگ 

و حرف‌های کوچک من 
از من محافظت نخواهد کرد 
در برابر مرگ 

اصلن هیچ حرفی 
و نه سکوتِ بین حرف‌های بزرگ و کوچک 
از من محافظت خواهد کرد 
در برابر مرگ 

ادامه شعر

اریش فرید

وقتی که آزادی این‌جا نیست

وقتی که آزادی این‌جا نیست
تو آزادی هستی
وقتی که شکوهی این‌جا نیست
تو شکوهی
و آن‌گاه که این‌جا شوری نیست
نه پیوندی میانِ مردم
تو پیوندی تو گرمایی:
جان یک جهان بی‌جان.

لبان‌ات و زبان‌ات
پرسش است و پاسخ است
در بازوان‌ات در آغوش‌ات
آشتی شعله می‌کشد
و هر هجرتِ نا‌گهان تو
گامی به سوی بازگشت است.

ادامه شعر

اریش فرید

به‌ تو فکر کردن

با انسان‌ها
از صلح حرف زدن
و همان‌زمان به‌ تو فکر کردن.
از آینده گفتن
و به‌ تو فکر کردن.
از حقِ حیات گفتن
و به‌ تو فکر کردن.
نگرانِ همنوعان بودن
و به‌ تو فکر کردن.
ادامه شعر

اریش فرید

آن‌گاه که تو را نمی‌بوسم

من چشم دارم
چرا که تو را می‌بینم
گوش دارم
چرا که تو را می‌شنوم
و دهان
چرا که تو را می‌بوسم
آیا چشم‌ها و گوش‌های من است
آن‌گاه که تو را
نمی‌بینم
نمی‌شنوم
ادامه شعر

اریش فرید

فقط ترا دوست دارم

فقط ترا دوست دارم
از آن رو که عشق به تو
در من است
و تو دوری
با این خطر مواجهیم
که عاشق عشقم به تو شوم

از آن رو که اشتیاقم به تو
در من است
و تو دوری
با این خطر مواجهیم
که عاشق اشتیاقم به تو شوم

از آن رو که غمم
از آن همه دوری ات
در من است
بیم آن می رود
که عاشق غم خود شوم
ادامه شعر

اریش فرید

اگر هرگز تو را ندیده بودم

زندگی
شاید
آسان تر می بود
اگر هرگز
تو را ندیده بودم

اندوهمان کم تر می بود
هر بار
که ناگزیریم از هم جدا شویم
ترسمان کم تر می بود
از جدایی بعدها
و بعدترها
ادامه شعر

اریش فرید

برای‌ من تنها ماه مانده است

آفتاب‌ِ من
برای‌‌ درخشیدن
به آسمان‌ تو
رفته است

برای‌ من
تنها ماه مانده است
که او را
من از تمامی‌ ابرها صدا می‌زنم

ماه به من دلگرمی می‌دهد
که روزی تابشش
گرم‌تر و
روشن‌تر خواهد شد
نه، این زرد، رنگی دیگر نخواهد شد
این رنگ
که یادآور‌ ملال و سردی است
ادامه شعر

اریش فرید

پیش از آن که بمیرم

پیش از آن که بمیرم
دگرباره سخن می‌گویم
از گرمی زندگی
تا تنی چند بدانند
زندگی گرم نیست
می‌توانست ولی گرم باشد

پیش از آن که بمیرم
دگرباره سخن می‌گویم
از عشق
تا تنی چند بگویند
عشق بود
عشق باید باشد
ادامه شعر

Olderposts

کپی رایت © 2021 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑