آغازین بامداد جهان است،
همچون گلی آشفته، دمیده از شب،
از نفسی نو برآمده از دریا،
باغی آبی شکوفا میشود.
همه چیز هنوز در هم است و در هم میآمیزد،
جنبش برگها، آواز پرندگان،
سُرِش بالها،
چشمههایی که میجوشند، صدای بادها، صدای آبها
نجوای سترگی
که با این همه از جنس سکوت است.