اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

مشاهده لیست شاعران

بیدل دهلوی

جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ

جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچ
ای هستی تو ننگ عدم تا به ‌کجا هیچ

دیدی عدم هستی و چیدی الم دهر
با این همه عبرت ندمید از تو حیا هیچ

مستقبل اوهام چه مقدار جنون داشت
رفتیم و نکردیم نگاهی به قفا هیچ

آیینه امکان هوس‌آباد خیال ست
تمثال جنون‌گر نکند زنگ و صفا هیچ

زنهار حذر کن ز فسونکاری اقبال
جز بستن دستت نگشاید ز حنا هیچ

خلقی‌ست نمودار درین عرصه موهوم
مردی و زنی باخته چون خواجه‌سرا هیچ

بر زله این مایده هر چند تنیدیم
جز حرص نچیدیم چو کشکول‌ گدا هیچ

تا چند کند چاره عریانی ما را
گردون که ندارد به جز این کهنه درا هیچ

منزل عدم و جاده نفس ما همه رهرو
رنج عبثی می‌کشد این قافله با هیچ

بیدل اگر این است سر و برگ کمالت
تحقیق معانی غلط و فکر رسا هیچ

اکولالیا | #بیدل_دهلوی

دسته بندی ها بیدل دهلوی

انسان که با درد قرونش خو کرده بود » « درون آینه ها درپی چه می گردی؟

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نمی شود

*

2 نظرات

کپی رایت © 2021 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑